گفتنی های یک زن بابا
دختر مجرد سابق(زن بابای فعلی)
 
 
آرشيو مطالب

بهمن ۱۴۰۴

دی ۱۴۰۴

آذر ۱۴۰۴

شهریور ۱۴۰۴

فروردین ۱۴۰۴

بهمن ۱۴۰۳

دی ۱۴۰۳

آذر ۱۴۰۳

آبان ۱۴۰۳

مهر ۱۴۰۳

شهریور ۱۴۰۳

مرداد ۱۴۰۳

خرداد ۱۴۰۳

اردیبهشت ۱۴۰۳

فروردین ۱۴۰۳

اسفند ۱۴۰۲

بهمن ۱۴۰۲

دی ۱۴۰۲

آذر ۱۴۰۲

آبان ۱۴۰۲

مهر ۱۴۰۲

مرداد ۱۴۰۲

تیر ۱۴۰۲

خرداد ۱۴۰۲

اردیبهشت ۱۴۰۲

فروردین ۱۴۰۲

اسفند ۱۴۰۱

بهمن ۱۴۰۱

دی ۱۴۰۱

آذر ۱۴۰۱

آبان ۱۴۰۱

مهر ۱۴۰۱

شهریور ۱۴۰۱

مرداد ۱۴۰۱

تیر ۱۴۰۱

خرداد ۱۴۰۱

آرشيو

____________________
مطالب اخير

نی نی گولو

تولدت مبارک

یلداتون مبارک

اقا اومدن

روزت مبارک

نظر

۱۴.این روزها

۱۳.تعطیلات را چگونه گذراندید؟؟

۱۲

۱۱

____________________
پیوند ها

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 
 

پنجشنبه هشتم دی ۱۳۹۰

بچگی های من

 

فاطمه دوستم می گفت: با یه خانمی صحبت می کردم این قدر خانم بود که پیش خودم گفتم حتما از من بزرگتره ولی بعدش کاشف به عمل اومدم 4 سال از من کوچکتره، حالا تصمیم گرفتم کمی خانمانه رفتار کنم .

منم همین اتفاق برام افتده هی تصمیم می گیرم یکم بزرگترانه رفتار کنم متناسب با سنم ولی اصلن عادت کردم به فاطمه می گم:فک کن تو 120 سالگی هم همین جور بچه بازی و ادا و اطوار در بیاریم!

بعضی از دخترای هم سن و سال من خیلی خانانه رفتار می کنن ولی گاهی فک میکنم شور و شوق بیش از اندازه دارم!

 
 

Weblog Themes By Blog Skin

  

اسلایدر