|
دوشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۴۰۱ |
|
فصل جدید زندگی من |
 |
|
سلام خدا رو شکر ،هدیه خدایی من به زمین رسید اونم شب اربعین. هر چند تجربه سختی بود، با همه دردهایی که کشیدم، مجبور شدم سزارین بشم و دو تا درد رو تجربه کنم. خدا یاریم کنه.. امیرحسین جان میگن شبیه خودمه و من میگم تا حالا انگار خودمو ندیده بودم و حالا بیشتر خودم رو خواهم دید. دعا کنید که در امر تربیت و پرورشش به یاری خدا موفق باشم و گل باغ بهشت رو به ثمر برسونم. |
|
|
|
|
|
| |
|
|
گذشته |
 |
|
سلام ۱-پنجشنبه مادری ولی مادرجان و پدرجان نیستن و روستا تشریف دارن. الان حس خوبی ندارم تو خونه بابا.انگار غریبه ام دیگه مثل قبل نیس برام، حیف که شرایط خونه پدرشوهر توی روستا نامساعده و من هم وضعیت ناجوری دارم و گرنه با همسرجان میرفتم و از این دلتنگی و بغض غریب نجات پیدا میکردم. خواهران مشغول کار خودشون و من هم بیکار مشغول نوشتن. ۲-امروز یکساعت با دوست دوران دانشجویی صحبت کردم، یادش بخیر اون روزا ، البته من زیاد اهل گذشته نیستم بیشتر تو آینده سیر میکنم و این هم بده.ذهنم حوصله گذشته و خاطره بازی رو نداره😄 ۳-زندگی مواجه شدنه نه فرار، کاری که من اغلب وقتها آنجام میدادم و الان تازه متوجه شدم 😔 به جای حل مسئله و برخورد با اون، صورت مسئله رو پاک میکردم و بی خیالش می شدم. ۴-من به شدت انتقادگرم و از اون طرف انتقادناپذیر. یعنی بدترین شکل موجود😭😭 وقتی این جوری باشی کمتر میتونی روی مثبتها تمرکز کنی. وقتی انتقاد میکنیم لطفا زمان، مکان و نحوه شو رعایت کنیم. (اینو اول واسه خودم نوشتم) حتما خوبی هاشو هم به زبون بیاریم تا حال هر دو طرف خوب باشه. ۵-دارم تمرین شکرگزاری، مثبت نگاه کردن و درست انتقادکردن میکنم. امیدوارم موفق بشم. موفق باشید دوستان گل گلاب❤️❤️ |
|
|
|
|
|
| |
|
|
تجربه های ازدواج |
 |
|
سلام هر آدمی در مواجه با ازدواج به نتایجی میرسه که اگه قبل از ازدواج آنها را به دست آورده بود شاید تصمیمات دیگه ای تو زندگی خودش میگرفت. شما چه تجربه هایی به دست آوردید که اگه داشتید هم نگاهتون به ازدواج رو تغییر میداد و هم در دوران مجردی و زندگی شما اثر میذاشت. لطفا پاسخ بدید تا از تجربه ها و نظرات هم استفاده کنیم برای بهبود و ارتقای سطح زندگیمون. مممنونم |
|
|
|
|
|
| |