|
|
آخر هفته چگونه گذشت؟ |
 |
|
سلام ۱-ی اخلاق بدی که دارم و دلیلش رو هم نمیدونم اینه که نمیتونم تنهایی رو تحمل کنم. دلم میخواد برم خونه کسی یا یکی بیاد خونه ام . البته مثلا دو سه ساعت خوبه ولی بیشتر دیگه سختمه. مثل امروز پنجشنبه که همسرجان رفته روستا . من و بچه ها تنهاییم. امیرحسین هم از صبح بدخوابی میکنه و نمیخوابه. همسرجان تی وی که نگاه میکنیم زیاد روی زیبایی خانم ها نظر میده مثلا میگه این دهنش گشاده این دماغش فلانه بهش میگم چهره که دست ادم نیست خلق خداست. میگم پس چه جوری زن انتخاب کردی. یادمه که به من گفت دماغت رو عمل کردی(ی کمی دماغم شبیه عمل کرده هاس) دیشب میگه میخواستم بگم اگه عمل کردی زشت شدی😭😭 خلاصه نظر زیاد میده البته در مجموع همسر خوبیه هر چند بعضی جاها به دل من رفتار نمیکنه ولی الان راضیم ازش...😍😍 ۲-چقدر بده ادم جایی نداشته باشه برا رفتن .من پنجشنبه جمعه هایی که نمیرم روستا در به در دنبال ی جام که برم ولی هنوز موفق نشدم. تصمیم گرفتم که دیگه با تنهاییم کنار بیام و بی خیال این و اون بشم هر چند سخته. روستای همسر خوبه ولی شب میترسم حشره باشه اخه ی بار بچه ها رو عقرب نیش زد. بالاخره تلاشهام به نتیجه میرسه و اومدیم خونه خواهر جان😊😁 خدا رو شکر جمعه هم مهمون دارم ،خیلی باید تلاش کنم برای اینکه با خودم زندگی و شرایط سازگار بشم و در جهت بهبود،شادی ،عشق و ارامش خودم و خانواده ام ❤️قدم بردارم. خانواده؟؟ هنوز درک درستی نسبت به خانواده ندارم دلیلش رو هم تقریبا میدونم!! یکی اینکه تو خانواده های ناتنی بر اساس حرف روانشناسا ۴ تا۷سال طول میکشه تا جایگاه خودت رو در خانواده پیدا کنی . و دوم اینکه خانواده خودم خیلی اهل کنار هم بودن نبودن ،الان هم تقریبا همین وجود داره .یعنی همه مشغول خودشون هستن. ی ویژگی خوب خانواده همسر اینه که محبتشون نسبت به هم بیشتره، ما هم خانواده مهربونی هستیم اما بیشتر نسبت به دیگران😔 مهمون ها نیومدن ولی روز خوبیه. دچار استرس میشم تو مهمونی ها از دست رفتارهای بچه ها. دلم نمیخواد بعضی رفتارها رو داشته باشن ولی ترک نمیکنن،به هر حال هر ادمی ی جور رفتار میکنه بچه ها هم شامل میشن. داشتم به احساسات منفی خودم و اینکه نمیتونم سازگار بشم با خودم،متوجه شدم که همش که تقصیر من نیست،همسرجان هم مقصر بوده ،من رو ترسونده و دچار اضطراب کرده همین جور که بچه ها رو.. |
|
|
|
|
|
| |