گفتنی های یک زن بابا
دختر مجرد سابق(زن بابای فعلی)
 
 
آرشيو مطالب

بهمن ۱۴۰۴

دی ۱۴۰۴

آذر ۱۴۰۴

شهریور ۱۴۰۴

فروردین ۱۴۰۴

بهمن ۱۴۰۳

دی ۱۴۰۳

آذر ۱۴۰۳

آبان ۱۴۰۳

مهر ۱۴۰۳

شهریور ۱۴۰۳

مرداد ۱۴۰۳

خرداد ۱۴۰۳

اردیبهشت ۱۴۰۳

فروردین ۱۴۰۳

اسفند ۱۴۰۲

بهمن ۱۴۰۲

دی ۱۴۰۲

آذر ۱۴۰۲

آبان ۱۴۰۲

مهر ۱۴۰۲

مرداد ۱۴۰۲

تیر ۱۴۰۲

خرداد ۱۴۰۲

اردیبهشت ۱۴۰۲

فروردین ۱۴۰۲

اسفند ۱۴۰۱

بهمن ۱۴۰۱

دی ۱۴۰۱

آذر ۱۴۰۱

آبان ۱۴۰۱

مهر ۱۴۰۱

شهریور ۱۴۰۱

مرداد ۱۴۰۱

تیر ۱۴۰۱

خرداد ۱۴۰۱

آرشيو

____________________
مطالب اخير

نی نی گولو

تولدت مبارک

یلداتون مبارک

اقا اومدن

روزت مبارک

نظر

۱۴.این روزها

۱۳.تعطیلات را چگونه گذراندید؟؟

۱۲

۱۱

____________________
پیوند ها

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 
 

پنجشنبه پنجم مهر ۱۴۰۳

من و عروس

سلام
وقتی خواهرا داشتن غیبت حرفهای عروس مون می‌کردن ی جاهایی به خودم فکر میکردم و ذهنیت‌های مشابه من و عروسمون.
ولی بعد به این نتیجه رسیدم من واقعا اینجوری نیستم و فقط در حد ذهنم.
خیلی جاها خودمو کنترل کردم و هر روز هم دلم میخواد این ذهنیت‌های آزار دهنده از بین بره و جاش عشق و مهربونی واقعی جایگزین بشه.
ذهنیت‌های من هم یعد از ازدواج و شرایطی که توش قرار گرفتم از خواب بیدار شد و گرنه اینقدر زیاد نبود.
خوب خدا رو شکر
هر چقدر مسئولیت زندگی خودمون رو بیشتر بپذیریم و روی برنامه و هدف متمرکز بشیم راحت تر و شادتر زندگی می‌کنیم و از اون طرف دیگران هم در آرامش خواهند بود.
خوب خدا رو شکر این موضوع هم به خوبی حل شد.
خیلی وقته ننوشتم یعنی دائم ذهنم مطلب پیدا میکنه واسه اینجا ولی من خودم نمیخواستم وقت کسی رو بابت گله ها و شکایتهام از زندگی بگیرم.
تو این چند وقت ی کتاب خوب درباره تربیت فرزند خوندم به نام تربیت بدون فریاد.
کتاب قابل تاملی بود هرچند من خیلی از جاها نمیتونستم راه حل واسه ارتباط درست با بچه ها پیداکنم.
ی صوت خلاصه کتاب به نام چه کسی اعصاب مرا به هم می‌ریزد گوش دادم که متوجه شدم من بیشتر رفتارهام به خاطر ترس از طرد شدگی است که فعلا دارم روی این طرحواره کار میکنم تا رها بشم.
کتاب خوب دیگه ای هم مشغول خوندنم البته نسخه پی دی اف به نام هنر تلخ نکردن زندگی که اونم برام جالب بود و میخوام روی تمریناتش کار کنم.
ی دوره مجازی هم خریدم که فعلا رازه و هیچ کس جز خودم و شما ازش خبر نداره هر وقت موفق شدم در این زمینه برملا خواهد شد.
بچه ها هم به همون روال زمان مدرسه میرن و میان.
دو تا بچه مدرسه ای دارم.
پسرجان امسال میره کلاس اول و فعلا که هنوز سختی های کلاس اولی ها شروع نشده ولی خوب از هفته آینده کم کم شروع خواهد شد.
تصمیم گرفتم دیگه فیلم های شبکه خانگی رو نگاه نکنم به جز داریوش که در حال نگاه کردنم.
از بس کشتار و جدم و جنایت داره.
نمیدونم جامعه ایران این شکلی شدن یا دارن به این سمت میبرنشون.
امروز با پسرکوچولو رفتیم بازار تا واسه جمعه که میخوام برم تولد لباس بگیرم.
ناهار هم عدس پلو درست کردم غذایی که زود درست میشه هر چند فکر کنم میم با فکر قورمه سبزی بیاد خونه😉
آخر هفته خوبی داشته باشین 💐

 
 

Weblog Themes By Blog Skin

  

اسلایدر