گفتنی های یک زن بابا
دختر مجرد سابق(زن بابای فعلی)
 
 
آرشيو مطالب

بهمن ۱۴۰۴

دی ۱۴۰۴

آذر ۱۴۰۴

شهریور ۱۴۰۴

فروردین ۱۴۰۴

بهمن ۱۴۰۳

دی ۱۴۰۳

آذر ۱۴۰۳

آبان ۱۴۰۳

مهر ۱۴۰۳

شهریور ۱۴۰۳

مرداد ۱۴۰۳

خرداد ۱۴۰۳

اردیبهشت ۱۴۰۳

فروردین ۱۴۰۳

اسفند ۱۴۰۲

بهمن ۱۴۰۲

دی ۱۴۰۲

آذر ۱۴۰۲

آبان ۱۴۰۲

مهر ۱۴۰۲

مرداد ۱۴۰۲

تیر ۱۴۰۲

خرداد ۱۴۰۲

اردیبهشت ۱۴۰۲

فروردین ۱۴۰۲

اسفند ۱۴۰۱

بهمن ۱۴۰۱

دی ۱۴۰۱

آذر ۱۴۰۱

آبان ۱۴۰۱

مهر ۱۴۰۱

شهریور ۱۴۰۱

مرداد ۱۴۰۱

تیر ۱۴۰۱

خرداد ۱۴۰۱

آرشيو

____________________
مطالب اخير

نی نی گولو

تولدت مبارک

یلداتون مبارک

اقا اومدن

روزت مبارک

نظر

۱۴.این روزها

۱۳.تعطیلات را چگونه گذراندید؟؟

۱۲

۱۱

____________________
پیوند ها

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 
 

جمعه سیزدهم مرداد ۱۴۰۲

چله ثروت و محبت

سلام

خیلی وقت شده ننوشته ام دلم میخواد ولی دست و چشمم نمیره به نوشتن.

هفته پیش پدرشوهر خواهرم فوت شدن و درگیر بودیم.خدا رحمت کنه همه رفتگان رو.

همسرجان چند روز پیش ازم تعریف کردگفت تو خیلی خوبی😊هم صبوری و هم غر نمیزنی که غر نزدنت خیلی بهتر از صبوریه.

کاش ادامه داشته باشه من کمتر به خوبی هاش اشاره می کنم میگم تو خوبی ولی اشاره ندارم.

ی ویژگی خوب همسرجان اینه که منو کمتر درگیر مسائل اقتصادی میکنه با اینکه این روزها اقتصاد خیلی مهمه واسه مردم.

خودم تو لیست ویژگی های همسرمحبوبم بهش اشاره کرده بودم تو مجردی که خیلی من دغدغه اقتصادی نداشته باشم و خودش همه کاره باشه.

شاید باورتون نشه من هنوز نمیدونم حقوق همسرجان چقده😉

در همین راستل همسایه چله محبت و ثروت شرکت کرده و هر روز ی چند آیه میخونه .

چند روز پیش برام از آثارش گفت .

اینکه همسرش نوازشش کرده.چند تا مشتری اومده براش و...

نمیدونم ربطی به چله ها داره یا نه؟!!🤔

به همسرجان میگم منم برم چله محبت شرکت کنم تا محبتت رو جلب کنم.🙃

خودم که اعتقاد آنچنانی ندارم به هر حال حتما اثر خواهد داشت، ولی فکر میکنم بیشترین چیزی که کمک میکنه واقع بینی تو زندگیه.

محبت همسر و فرزند با صبوری، مهربونی، گذشت و سیاست مداری به دست میاد.

ثروت حلال و درست هم با تلاش، پیگیری و پشتکار.

قبلا هم جاری جان گفت ی دوره همسرداری هست شرکت کن .گفتم من که همسرداریم خوبه چه نیاز🤩

+۱۸

۱-بهش میگم ی شب بیا پیشم بخواب آرزو به دل نمیرم😭😩

میخنده میگه باشه .برنامه زندگی ی جوری میشه که اصلا خونه نموندیم و هر کی رفت سی خودش.

من خونه مامانم ایشون هم خونه مامانش😕جل الخالق🤨

گفته بودم خواهران محترمه گفتن وقتی مامان نیست نیا.

زنگ زدم به بابا گفت خونه ایم و خدا رو شکر شب رفتم اونجا و تا صبح جمعه موندم.

خوش گذشت.

شب اول که سر سنگین بودن ، منم استرس گرفته بودم که چرا اینجورین و منو نمی‌خوان.

کم کم بهتر شدن و با همدیگه صحبت کردیم.

۲-همسرجان گلاب زده به خودش،میگم ی عطر س.ک.س.ی بزن اینجوری که باید با هم زیارت عاشورا بخونیم😊😜

۳-ما دخترخاله ها رمزمون خوندن دعای کمیله

دختر خالم داشت میگفت دیشب دعاکمیل داشتیم، دخترش میگه کی؟میگه تو خواب بودی.

دخترش :چرا وقتی من خوابم میخونید😁😃

پ.ن:هر کی از کانالم میره افسردگی میگیرم🤨میگه دل نبند به فضای مجازی.

دیگه چیکار کنم آدمیزاده دلش به چیزای الکی خوشه🤪

منم خوشم میاد اعضا بره بالا😉😉😉

 
 

Weblog Themes By Blog Skin

  

اسلایدر