|
|
بلاگری |
 |
|
سلام نمیدونم چرا ی گوشه ذهنم میل به انجام ی کاری غیر از خونه داری داره؟؟ ی کاری که برم تو چشم دیگرون😉 و هم پول در بیارم؟؟ حتما مربوط به همون عرت نفس پایین و حس ارزشمندی ناقص ذهنم و کودک درونمه.👼 کلا خدای ایده ام یعنی این ذهن هردم ی ایده کسب و کار شیک و مجلسی برام رو میکنه.بخخخدا🙂 یکی که فعلا نمیتونم چون در ابراز وجود مشکل دارم و خجالت میکشم. با اینکه خیلی دوس دارم و باهاش حسابی سر زبون ها می افتم، پولشم بد نیست ولی نمیتونم هر چند دلم میخواد. از اینکه نمیتونم هم ی کم دلخور و ناراحتم، باز اون حس کمال گرایانه اومد سراغم که آخی چرا نمیتونی پس تو بدی . خلاصه کای فکر کردم و به شغل شریف بلاااااااااااگری رسیدم😇😉 ی کانال زدم، توش روزمره هامو میذارم(حرفه ای نیستم همینجور ساده و مبتدی) ی دنبال کننده هم بیشتر ندارم اونم خودمم. گفتم تیرماه رو برم جلو ببینم چی میشه بعد فالور جمع کنم. تو ایتا زدم. فیلتر شکن استفاده نمیکنم اونجا راحت ترم. ولی خیلی وقت گیره، همش تو ذهن، درگیرم چی بذارم، اینو بذارم. البته الان بدام جذاب و جالبه ، خوب تا کی انگیزه ادامه شو داشته باشم خدا میدونه. چون اصولا کارها رو نصفه نیمه رها میکنم. البته من از اون بلاگرا نیستم از مدل بلاگرای وبلاگی(وبلاگ تصویری، ی همچین چیزی) همسرجان میگه هر کی بلاگر شده ، زندگیش به فنا رفته، ببینم تو چی کار میکنی؟؟؟؟ حالا که رسما افتتاح نکردم😄 ببینم چی پیش میاد. شاید جرات کردم و آدرسشو اینجا گذاشتم. فکرم مشغول اینه که دوست و آشنا و فامیل هم عضو کنم یا نه؟؟ همسرجان رو چی؟ بهش گفتم ولی از جزییاتش بی خبره... پ.ن:برای ی اتفاق ی حدسایی میزنم🤔 دعا کنید خیر باشه. اگه حدسم درست باشه، در موردش مینویسم.😰 |
|
|
|
|
|
| |