گفتنی های یک زن بابا
دختر مجرد سابق(زن بابای فعلی)
 
 
آرشيو مطالب

بهمن ۱۴۰۴

دی ۱۴۰۴

آذر ۱۴۰۴

شهریور ۱۴۰۴

فروردین ۱۴۰۴

بهمن ۱۴۰۳

دی ۱۴۰۳

آذر ۱۴۰۳

آبان ۱۴۰۳

مهر ۱۴۰۳

شهریور ۱۴۰۳

مرداد ۱۴۰۳

خرداد ۱۴۰۳

اردیبهشت ۱۴۰۳

فروردین ۱۴۰۳

اسفند ۱۴۰۲

بهمن ۱۴۰۲

دی ۱۴۰۲

آذر ۱۴۰۲

آبان ۱۴۰۲

مهر ۱۴۰۲

مرداد ۱۴۰۲

تیر ۱۴۰۲

خرداد ۱۴۰۲

اردیبهشت ۱۴۰۲

فروردین ۱۴۰۲

اسفند ۱۴۰۱

بهمن ۱۴۰۱

دی ۱۴۰۱

آذر ۱۴۰۱

آبان ۱۴۰۱

مهر ۱۴۰۱

شهریور ۱۴۰۱

مرداد ۱۴۰۱

تیر ۱۴۰۱

خرداد ۱۴۰۱

آرشيو

____________________
مطالب اخير

نی نی گولو

تولدت مبارک

یلداتون مبارک

اقا اومدن

روزت مبارک

نظر

۱۴.این روزها

۱۳.تعطیلات را چگونه گذراندید؟؟

۱۲

۱۱

____________________
پیوند ها

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 
 

پنجشنبه دهم شهریور ۱۴۰۱

گذشته

سلام
۱-پنجشنبه مادری ولی مادرجان و پدرجان نیستن و روستا تشریف دارن.
الان حس خوبی ندارم تو خونه بابا.انگار غریبه ام دیگه مثل قبل نیس برام، حیف که شرایط خونه پدرشوهر توی روستا نامساعده و من هم وضعیت ناجوری دارم و گرنه با همسرجان میرفتم و از این دلتنگی و بغض غریب نجات پیدا میکردم.
خواهران مشغول کار خودشون و من هم بیکار مشغول نوشتن.
۲-امروز یکساعت با دوست دوران دانشجویی صحبت کردم، یادش بخیر اون روزا ، البته من زیاد اهل گذشته نیستم بیشتر تو آینده سیر میکنم و این هم بده.ذهنم حوصله گذشته و خاطره بازی رو نداره😄
۳-زندگی مواجه شدنه نه فرار، کاری که من اغلب وقتها آنجام میدادم و الان تازه متوجه شدم 😔
به جای حل مسئله و برخورد با اون، صورت مسئله رو پاک میکردم و بی خیالش می شدم.
۴-من به شدت انتقادگرم و از اون طرف انتقادناپذیر.
یعنی بدترین شکل موجود😭😭
وقتی این جوری باشی کمتر میتونی روی مثبتها تمرکز کنی.
وقتی انتقاد میکنیم لطفا زمان، مکان و نحوه شو رعایت کنیم.
(اینو اول واسه خودم نوشتم)
حتما خوبی هاشو هم به زبون بیاریم تا حال هر دو طرف خوب باشه.
۵-دارم تمرین شکرگزاری، مثبت نگاه کردن و درست انتقادکردن میکنم. امیدوارم موفق بشم.

موفق باشید دوستان گل گلاب❤️❤️

 
 

Weblog Themes By Blog Skin

  

اسلایدر