|
|
تربیت فرزند سخت است؟! |
 |
|
سلام ۱-امروز عاشورای حسینی بود .تسلیت این روز غم انگیز ۲-پسرجان گاهی آنقدر لج میکند و سر حرفش می ایستد که گاهی میان ما شکرآب میشود. مثل الان برای آوردن یک خوراکی از یخچال میگم برو بیار و ایشون لج میکنن نه تو برو و من هم بنا به توصیه روانشناسان کوتاه نمیام اما متاسفانه دست به خرابکاری هایی میزنه که مجبورم میکنه برای کم شدن زحمت خودم خواسته شو اجابت کنم. خیلی دلم میگیره تو این لحظه ها چون واقعا مستاصل میشم و نمیدونم چیکار کنم؟ لباسامو پوشیدم و گفتم میرم بیرون داشتم میرفتم که اومد پشت در. دلم سوخت خیلی، و اومدم تو . واقعا ی بچه چهارساله ترس از دست دادن داره به ویژه اینکه قبلا هم تجربه کرده. و این دل منو بیشتر میلرزونه. ۳-دختر جان میگه محرم رو دوس ندارم نمیشه آهنگ گوش داد .همش گریه، عزاداری! ۴-تربیت فرزند خیلی سخته. گاهی دلت میخواد بچه ی رفتارهایی داشته باشه اما ی جوری رفتار میکنه که بیزار میشی از زندگی. بعَصی مواقع ترس داری که الان بچه ات رفتارها و حرفهایی بزنن که تو از خجالت آب بشی ولی تا حالا به ندرت رخ داده. خدا رو شکر دارم تمرین میکنم مدارا کنم با بچه ها و به قول دکتر هلاکویی باهاشون زندگی کنم. امروز دلم گرفت و گریه کردم و از امام حسین مدد گرفتم.انشاله همه به مراد دلشون برسن. |
|
|
|
|
|
| |