گفتنی های یک زن بابا
دختر مجرد سابق(زن بابای فعلی)
 
 
آرشيو مطالب

بهمن ۱۴۰۴

دی ۱۴۰۴

آذر ۱۴۰۴

شهریور ۱۴۰۴

فروردین ۱۴۰۴

بهمن ۱۴۰۳

دی ۱۴۰۳

آذر ۱۴۰۳

آبان ۱۴۰۳

مهر ۱۴۰۳

شهریور ۱۴۰۳

مرداد ۱۴۰۳

خرداد ۱۴۰۳

اردیبهشت ۱۴۰۳

فروردین ۱۴۰۳

اسفند ۱۴۰۲

بهمن ۱۴۰۲

دی ۱۴۰۲

آذر ۱۴۰۲

آبان ۱۴۰۲

مهر ۱۴۰۲

مرداد ۱۴۰۲

تیر ۱۴۰۲

خرداد ۱۴۰۲

اردیبهشت ۱۴۰۲

فروردین ۱۴۰۲

اسفند ۱۴۰۱

بهمن ۱۴۰۱

دی ۱۴۰۱

آذر ۱۴۰۱

آبان ۱۴۰۱

مهر ۱۴۰۱

شهریور ۱۴۰۱

مرداد ۱۴۰۱

تیر ۱۴۰۱

خرداد ۱۴۰۱

آرشيو

____________________
مطالب اخير

نی نی گولو

تولدت مبارک

یلداتون مبارک

اقا اومدن

روزت مبارک

نظر

۱۴.این روزها

۱۳.تعطیلات را چگونه گذراندید؟؟

۱۲

۱۱

____________________
پیوند ها

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 
 

یکشنبه نهم مرداد ۱۴۰۱

زیبایی زنانه

سلام

من امسال از عید اصلا خرید نکردم، حوصله شو نداشتم و البته بیشتر حوصله پرو لباس!!
امروز که ی لیست خرید برای همسر جان گفتم خندید گفت مثل این ماشین اسقاطیا به خرج افتادی!!
ی چیزایی من دوست دارم ولی همسر جان دوست نداره ولی میگه خوب چون دوست داری بخر...
۲-خانواده همسرجان همشون کارمندن، دختر آخری امسال تازه کنکور داده و خانواده خیلی دوس دارن تربیت معلم قبول بشه.
حسم این بود که شاغل بودن براشون مهمه و این منو کمی آزار میداد.
شب تو ذهنم ی عالمه حرف زدم باهاشون و بعد به خودم گفتم آرام باش به تو ربطی نداره، اونا نظرشون رو گفتن وتو نباید ناراحت بشی و کمی آرام شدم.
۳-۳-گاهی آدم واسه ی چیزای الکی و غیرواقعی نگران میشه مثل الان من که نگران وزن، سلامتی بچه هستم.
والا آدم از درون خودش که خبر نداره پس نگرانی بیخودیه
۴-توی جمع فامیل ی عده هستند که به قول ما خیلی اهل قر و فر هستند، امروز داشتم فکر میکردم که واقعا این همه نیاز به زیبا شدن درسته؟
من که تازگیا خیلی از این کارها برام اصلا جذابیت نداره،نمیدونم من از نظر روحی دچار مشکل شدم یا شرایطم طوریه که این حس رو به من القا میکنه؟!!😉

 
 

Weblog Themes By Blog Skin

  

اسلایدر