|
|
مسئولیت مادری سخت است |
 |
|
سلام با دخترخاله درباره بچه صحبت میکنیم. میگه بچه شیرینه خیلی در کنار سختیها و غصه هاش. میگم خدا مهر مادری رو تو دل آدم میذاره تا بتونه تحمل کنه خیلی از این سختی ها رو بعدتر با خودم میگم پس کار سختی نمیکنیم، همه چیز بسته به اون مهر مادریه و اگر نبود مادر فرزندشو رها میکرد ولی حالا حاضره از خودش بگذره برای فرزند. من که هنوز تجربه نکردم این مهر رو ولی ی کم احساسش میکنم وقتی تکون میخوره و لگد میزنه.. بعدترش فکر میکنم احساس مادری یا مسئولیت مادری؟ احساس حتما مرا نسبت به پرورش و تربیت او مسئول خواهد کرد. حتما این احساس برای تحمل رنج ها و مهمتر از آن برای پرورش کودک در درون مادر گذاشته شده است. به همسرجان میگم شبیه کی بشه؟ من یا تو؟ کنجکاوم بدونم چه شکلیه؟چه وزنی داره و بعدها چه اخلاق و سرنوشتی خواهد داشت؟ بتونم از پس بزرگ کردنش بر بیام خدا به من توفیق بده و یاری کنه، دومین فرزندمو هم خیلی زود خواهم اورد😁 همه چیز بستگی به یکسال آینده داره. |
|
|
|
|
|
| |