گفتنی های یک زن بابا
دختر مجرد سابق(زن بابای فعلی)
 
 
آرشيو مطالب

بهمن ۱۴۰۴

دی ۱۴۰۴

آذر ۱۴۰۴

شهریور ۱۴۰۴

فروردین ۱۴۰۴

بهمن ۱۴۰۳

دی ۱۴۰۳

آذر ۱۴۰۳

آبان ۱۴۰۳

مهر ۱۴۰۳

شهریور ۱۴۰۳

مرداد ۱۴۰۳

خرداد ۱۴۰۳

اردیبهشت ۱۴۰۳

فروردین ۱۴۰۳

اسفند ۱۴۰۲

بهمن ۱۴۰۲

دی ۱۴۰۲

آذر ۱۴۰۲

آبان ۱۴۰۲

مهر ۱۴۰۲

مرداد ۱۴۰۲

تیر ۱۴۰۲

خرداد ۱۴۰۲

اردیبهشت ۱۴۰۲

فروردین ۱۴۰۲

اسفند ۱۴۰۱

بهمن ۱۴۰۱

دی ۱۴۰۱

آذر ۱۴۰۱

آبان ۱۴۰۱

مهر ۱۴۰۱

شهریور ۱۴۰۱

مرداد ۱۴۰۱

تیر ۱۴۰۱

خرداد ۱۴۰۱

آرشيو

____________________
مطالب اخير

نی نی گولو

تولدت مبارک

یلداتون مبارک

اقا اومدن

روزت مبارک

نظر

۱۴.این روزها

۱۳.تعطیلات را چگونه گذراندید؟؟

۱۲

۱۱

____________________
پیوند ها

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 
 

یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۴۰۱

مقایسه نکنیم لطفا

سلام

۱- داشتم فکر میکردم خونه بابا واقعا آرامش داره یا عادت کرده بودم بهشون.
البته پدر و مادر گوهرهای ناب زندگی هستند.
فکرم در این رابطه بود که وقتی میرم اونجا حس خوبی پیدا میکنم با خودم گفتم شاید عادت باشه.
به هر حال ۳۷ سال باهاشون زندگی کردم و بزرگ شدم .

۲-دختر جان کوزت رو خیلی دوست داره و هر شب نگاه میکنه، نمیدونم احساسش چیه وقتی داره شعر آخرشو که در مورد  جدایی از مادره میخونه؟
شاید بچه اس و زیاد مشکلی نداره و فقط دوست داره تماشا کنه.

۳-خیلی خوبه آدم به تقدیرش راضی باشه، من گاهی فکر میکنم به تقدیرم راضی نیستم البته اون ته ته ذهنمه!!😁

۴-مقایسه کردن بدترین اتفاق یک زندگی و آدمه.

مقایسه تمام آرامش رو از آدم میگیره .من اوایل ازدواج خیلی دچار مقایسه شدم.خانم های توی خیابون که اصلا نسبتی باهم نداشتیم رو با خودم مقایسه میکردم.وای خدای من چه روزایی بود.
الان کمتره ،امیدوارم مقایسه از زندگی و فکرم بره و برنگرده!!

۵-خیلی خوبه که واسه خودت زندگی کنی و به دیگران کاری نداشته باشی.
۶-وقت اضافه دارم تو خونه ولی هیچ کاری انجام نمیدم یعنی راستش هنری بلد نیستم مثلا بعضی خانم ها خیاطی، عروسک بافی، گلسازی بلدن .من که نه واسه همین گاهی دچار عذاب وجدان و احساس منفی می‌شم که دارم عمرم رو هدر میدم و هیچ کاری نمیکنم.

 
 

Weblog Themes By Blog Skin

  

اسلایدر