|
یکشنبه چهاردهم فروردین ۱۴۰۱ |
|
ازدواج خوب است |
 |
|
وقتی به ازدواج با آقای پدر فکر میکردم تصورم از ارتباط با بچه هایش ارتباط مانند ارتباط با خواهرزاده و برادرزاده ها و یا حتی فرزندان دوستان و آشنایان بود. هیچ وقت فکر نمی کردم ارتباط خونی و یا حتی دوستی میتواند در نوع ارتباط اثر بگذارد. فکر میکردم همان روزهای اول من میتوانم با بچه ها دوست شوم و همه چی گل و بلبل! دوستم میگفت برو با بچه ها خوش بگذرون،احتمالا او هم همین نظر را درباره ارتباط با بچه ها داشته است. ارتباط با بچه های همسر نیاز به صبر تحمل مهربانی و گذشت زمان دارد. ۲-وقتی عده ای میان و از ازدواج نکردن دختران صحبت میکنند و میگن وای چقدر پیر شده دلم میخواد خفه شون کنم. خودم الان که ازدواج کردم اصلا دوست ندارم به کسی توصیه کنم. به این نتیجه رسیدم که باید یاد گرفت درست زندگی کردن رو و بهره بردن از عمر. دختر یکی از آشنایان ۱۸سال پیش تو ۲۰ سالگی طلاق گرفته بود و بقیه بهش میگفتن تو این مدت چه جوری نتونستی خودتو به کسی بچسبونی! میگه خوب نتونستم، پشت سرشم حرف و حدیث😠به راه... ازدواج درسته ی مرحله مهم از زندگیه ولی همه زندگی نیست. من حسرت روزهایی رو دارم که فقط به خاطر یک ازدواج به بدی و ناخوشی هدر شد. امیدوارم همه مون فقط آرزومون خوشی و عشق برای همدیگه باشه هر چند از غم و سختی و درد و رنج هم گریزی نیست. |
|
|
|
|
|
| |