گفتنی های یک زن بابا
دختر مجرد سابق(زن بابای فعلی)
 
 
آرشيو مطالب

بهمن ۱۴۰۴

دی ۱۴۰۴

آذر ۱۴۰۴

شهریور ۱۴۰۴

فروردین ۱۴۰۴

بهمن ۱۴۰۳

دی ۱۴۰۳

آذر ۱۴۰۳

آبان ۱۴۰۳

مهر ۱۴۰۳

شهریور ۱۴۰۳

مرداد ۱۴۰۳

خرداد ۱۴۰۳

اردیبهشت ۱۴۰۳

فروردین ۱۴۰۳

اسفند ۱۴۰۲

بهمن ۱۴۰۲

دی ۱۴۰۲

آذر ۱۴۰۲

آبان ۱۴۰۲

مهر ۱۴۰۲

مرداد ۱۴۰۲

تیر ۱۴۰۲

خرداد ۱۴۰۲

اردیبهشت ۱۴۰۲

فروردین ۱۴۰۲

اسفند ۱۴۰۱

بهمن ۱۴۰۱

دی ۱۴۰۱

آذر ۱۴۰۱

آبان ۱۴۰۱

مهر ۱۴۰۱

شهریور ۱۴۰۱

مرداد ۱۴۰۱

تیر ۱۴۰۱

خرداد ۱۴۰۱

آرشيو

____________________
مطالب اخير

نی نی گولو

تولدت مبارک

یلداتون مبارک

اقا اومدن

روزت مبارک

نظر

۱۴.این روزها

۱۳.تعطیلات را چگونه گذراندید؟؟

۱۲

۱۱

____________________
پیوند ها

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 
 

دوشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۰

به زندگی ادامه می دهیم

می خواستم بنویسم از زندگی دیگران که چقدر الن و بلن...بیخیال شدم با خودم گفتم چرا مقایسه میکنی هر ادمی بنا بر تربیتش و شرایط زندگی اش حتما تلاششو می کنه و خدا خودش هدایت کننده اس.
ذهن فعال و تحلیلگرم گفت خوب پس اختیار ادم چی میشه ؟
می دونی به این اعتقاد دارم وقتی یه چیزی رو از خدا میخوای بهت میده که حتما به صلاحت باشه. 
و وقتی ادم شروع کنه به تغییر دادن خودش و تلاش کنه هر چند اندک و مورچه ای خدا هم برکتش رو شامل حالش میکنه.
ممکنه ی سختی عجیب و غریبی اول سراغ ادم بیاد و بعد با خودمون بگیم خدایا ازت خواستم اوضاع رو به راه بشه این دیگه چه مدلیه؟!
اما نگران نباشید، فقط صبوری کنید و دست از تلاش برندارید.
به زندگی دوست داشتنی تون ادامه بدید.
کم کم درست میشه.
 یکسال بعدش شرایط بهتر میشه و پنج سال بعدتر اصلا یادتون نیست که چه ناجور از دست زندگی ناراحت بودید.
هر روز که بگذره شما تبدیل به یک ادم دیگه می شید.
من هم فکر میکنم پنج سال دیگه امید به خدا باید هر لحظه خدای مهربون رو شکر کنم بابت تبدیل شدن به یک ادم بهتر!!
زندگی همینه بالا پایین راحت سخت استرس ارامش 
جالبه نه ؟!
کاش قبولش کنیم همینجوری و دوستش داشته باشیم.
تمرین کنیم زندگی رو همه جوره قبول کنیم چه وقتی داره اساسی به ما حال میده و چه وقتی که داره بدجور حالمون رو میگیره(خخخخ)
پ.ن:فکر می کنم معیارهای سخت گیرانه و کمال گرایانه ای دارم و واسه همین ی جاهایی بی دلیل دچار عذاب وجدان میشم.
البته نمیدونم برداشت درستی کردم و یا نه مشکل از خودمه؟!
فکر میکنم چون اوایل ازدواج همسرجان سخت گیری میکرد یعنی خیلی روی ی مسایلی حساسیت به خرج میداد من هم اینجوری شدم الله اعلم.
قربون شما
یاحق


برچسب‌ها: متاهلی, مجردی, سبک زندگی

 
 

Weblog Themes By Blog Skin

  

اسلایدر