|
|
من یک مادر ناتنی بی حوصله ام؟؟!! |
 |
|
مجردی میگفتم مادرها چقدر بی حوصله ان بعد نتیجه میگرفتم که اره اونا فکر میکردن که ازدواج وبچه داری گل وبلبله ونسبت به سختی هاش اگاهی نداشتند واسه همین دچار شکست و خشم و بیحوصلگی می شن. (خیلی به افکار و احساسات مجردی بر میگردم، ادم که نمیتونه گذشته شو فراموش کنه مگه نه؟ شخصیت الان من براساس همین روزهای رفته است و اینده رو هم همین روزا شکل میدن؛اینکه گاهی به مجردی و گذشته فکر میکنم هم خنده ام میگیره و هم افسوس و حسرت البته خیلی ادم گذشته نیستم و این خیلی به من کمک میکنه) خوب ادامه بحث: حتی یادمه یه مطلب درباره مادرهای بی حوصله نوشتم...خدایا منو ببخش!! حالا که شدم یک مادر آن هم از مدل ناتنی می بینم گاهی آنقدر بی حوصلگی سراغم میاد که دلم میخواد تنها باشم وبرگردم به همون روزای راحت و بی دغدغه مجردی؛ ولی مسیولیت قبول کردم وتعهد دادم پس بهتره مثل همیشه ادای مادرای باحوصله شاد و مهربان رو دربیارم و به بچه ها انرژی بدم. بچه ها خیلی شیرین و دوست داشتنی هستند این جمله مربوط به همون دوساعتیه که خواهرزاده برادرزاده یا هربچه دیگه ای پیشتونه اما ورق برمیگرده وقتی مراقبت دایمی بچه رو بهت بدن گاهی رو اعصابته گاهی دلت میخواد ی مدت نباشه...خلاصه در نهایت میتونه شیرینی هم داشته باشه اما نه به اون همه شیرینی که خیال میکنیم... البته من یک مادرناتنی هستم و ممکنه احساس و نگاهم به بچه متفاوت باشه ولی من درلحظه زندگی کردن بچه ها سادگی صداقت بی کینه بودن و حافظه ماهی شون رو دوست دارم دعوا میکنن ثانیه ای نمیگذره دارن باهم بازی میکنن و میخندن خیلی وقتها که باهاشون دعوا میکنم حس عذاب وجدان و گناه میکنم درکمتر از ثانیه دارن مثل قبل بامن صحبت میکنن و من خوشحال میشم و سعی میکنم من هم این خصلت رو یادبگیرم. برچسبها: مادر, مادرناتنی, بی حوصله, متاهلی |
|
|
|
|
|
| |