گفتنی های یک زن بابا
دختر مجرد سابق(زن بابای فعلی)
 
 
آرشيو مطالب

بهمن ۱۴۰۴

دی ۱۴۰۴

آذر ۱۴۰۴

شهریور ۱۴۰۴

فروردین ۱۴۰۴

بهمن ۱۴۰۳

دی ۱۴۰۳

آذر ۱۴۰۳

آبان ۱۴۰۳

مهر ۱۴۰۳

شهریور ۱۴۰۳

مرداد ۱۴۰۳

خرداد ۱۴۰۳

اردیبهشت ۱۴۰۳

فروردین ۱۴۰۳

اسفند ۱۴۰۲

بهمن ۱۴۰۲

دی ۱۴۰۲

آذر ۱۴۰۲

آبان ۱۴۰۲

مهر ۱۴۰۲

مرداد ۱۴۰۲

تیر ۱۴۰۲

خرداد ۱۴۰۲

اردیبهشت ۱۴۰۲

فروردین ۱۴۰۲

اسفند ۱۴۰۱

بهمن ۱۴۰۱

دی ۱۴۰۱

آذر ۱۴۰۱

آبان ۱۴۰۱

مهر ۱۴۰۱

شهریور ۱۴۰۱

مرداد ۱۴۰۱

تیر ۱۴۰۱

خرداد ۱۴۰۱

آرشيو

____________________
مطالب اخير

نی نی گولو

تولدت مبارک

یلداتون مبارک

اقا اومدن

روزت مبارک

نظر

۱۴.این روزها

۱۳.تعطیلات را چگونه گذراندید؟؟

۱۲

۱۱

____________________
پیوند ها

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 
 

چهارشنبه دوازدهم آبان ۱۴۰۰

آرامش خانه پدری

سه شنبه ها بچه ها نیستن میرن دیدن مادرشون و من هم از این فرصت استفاده میکنم و من هم میرم دیدن مادرو خانواده دوست داشتنی ام 
الان تازه قدر شون رو میدونم و اینکه چه رفتارهای زشتی باهاشون داشتم اونم فقط به خاطر ازدواج ..
خنده داره جامعه چیزهایی رو برای خوب بودن تعریف میکنه و در ذهن ادماش جا میده که به نظر من به جای اینکه مهربانی و صفات انسانی رو پرورش بده برعکس ادم ها رو از هم دور میکنه با پرورش خصلت های اشتباه.
ازدواج کردن اعتبار میشه فرزند داشتن خانه ماشین چهره زیبا لباس فلان، طلا و جواهر فلان ،سفرهای بهمان ویلای کجا و برای هر یک از اینها ارزش خاصی قایل میشه و بعد ی زمانی می بینی که تو چقدر از انسانیت و ارزش های اون دور شدی خالی تهی و شاید هم پوچ...
من هم فکر میکردم اگر ازدواج کنم دیگه همه چی گل و بلبل میشه و من به اون زندگی ایده الی که در ذهن دارم میرسم فکر نمیکردم که زمانی خواهد رسید که در خلوت و تنهایی ام برای دیدار روی مادرم و صدای پدرم و دیدن خانواده ام با حسرت اشک خواهم ریخت.
اوایل که از خانه پدری برمیگشتم بدترین حس و فکر دنیا را داشتم میگفتم وای خدای من دوباره برمیگردم به این خانه پر از درد و رنج و سختی.
دیشب که کنار بخاری نشسته بودم در ارامشی عجیب،وقتی همسر جان تماس گرفت که بیام دنبالت انگار دلم نمیخواست هر چند حسم به بدی انروزها نبود ولی دوست داشتم بیشتر بمانم ولی چاره ای جز رفتن نیست.
زندگی همین رفتن هاست. همین دلتنگی ها همین فراق ها و جدایی همین دل نبستن ها و دل کندن ها
می گفتند خانه پدری مثل بهشت است ولی باور نمیکردم میگفتم خودش که ازدواج کرده اگر خودش هم مجرد بود همین حرف را میزد 
قدر پدر ومادر را کاش بیشتر بدانم و بتوانم ذره ای از اشتباهات گذشته ام را جبران کنم.


برچسب‌ها: پدر و مادر, مجردی, ازدواج, متاهلی

 
 

Weblog Themes By Blog Skin

  

اسلایدر