گفتنی های یک زن بابا
دختر مجرد سابق(زن بابای فعلی)
 
 
آرشيو مطالب

بهمن ۱۴۰۴

دی ۱۴۰۴

آذر ۱۴۰۴

شهریور ۱۴۰۴

فروردین ۱۴۰۴

بهمن ۱۴۰۳

دی ۱۴۰۳

آذر ۱۴۰۳

آبان ۱۴۰۳

مهر ۱۴۰۳

شهریور ۱۴۰۳

مرداد ۱۴۰۳

خرداد ۱۴۰۳

اردیبهشت ۱۴۰۳

فروردین ۱۴۰۳

اسفند ۱۴۰۲

بهمن ۱۴۰۲

دی ۱۴۰۲

آذر ۱۴۰۲

آبان ۱۴۰۲

مهر ۱۴۰۲

مرداد ۱۴۰۲

تیر ۱۴۰۲

خرداد ۱۴۰۲

اردیبهشت ۱۴۰۲

فروردین ۱۴۰۲

اسفند ۱۴۰۱

بهمن ۱۴۰۱

دی ۱۴۰۱

آذر ۱۴۰۱

آبان ۱۴۰۱

مهر ۱۴۰۱

شهریور ۱۴۰۱

مرداد ۱۴۰۱

تیر ۱۴۰۱

خرداد ۱۴۰۱

آرشيو

____________________
مطالب اخير

نی نی گولو

تولدت مبارک

یلداتون مبارک

اقا اومدن

روزت مبارک

نظر

۱۴.این روزها

۱۳.تعطیلات را چگونه گذراندید؟؟

۱۲

۱۱

____________________
پیوند ها

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 
 

پنجشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۵

شغل، حاملگی و طلاق

یکی از دوستان یه بار عقد کرد  و به خاطر اعتیاد شوهرش طلاق گرفت پارسال دوباره ازدواج کرد همه چی خوب بود اما به خاطر کار و حقوق و حالا مسائل دیگه داره طلاق می گیره با اینکه حامله  است و چند وقته دیگه بچه اش به دنیا میاد! شوهرش  و خانواده شوهرش گفته بودن که یا برو سرکار و حقوقتو تمام و کمال بده به من و یا هم نرو!

میگه بچه که به دنیا بیاد بدون دیدنش می خام بدم به پدرش تا دلبستگی ایجاد نشه ولی مگه میشه همین 9 ماهی که با خودش همراه داشته بچه رو حتما مهر مادری اونو دلبسته کرده! خیلی بده ادم ها اینقدر روی پول و مادیات زوم می کنن تا حدی که انسانیت و عشق رو زیر پا میذارن و له می کنن...!

قبلا که تو یه شرکت کار می کردم مهندسش می گفت من با این که عاشق همسرم بودم ولی اگه شغلش معلمی نبود نمی رفتم خاستگاریش! من این قدر تعجب کردم گفتم واقعا یعنی شما عشقتون رو با یه شغل می سنجید!

و این  از یک مرد پذیرشش سخت تره!

خدا کنه نگاه های ما به هم اول انسانی و مهربانانه باشه و بعد به هر اندازه دلمان خواست پولکی و مادی!

 
 

Weblog Themes By Blog Skin

  

اسلایدر