گفتنی های یک زن بابا
دختر مجرد سابق(زن بابای فعلی)
 
 
آرشيو مطالب

بهمن ۱۴۰۴

دی ۱۴۰۴

آذر ۱۴۰۴

شهریور ۱۴۰۴

فروردین ۱۴۰۴

بهمن ۱۴۰۳

دی ۱۴۰۳

آذر ۱۴۰۳

آبان ۱۴۰۳

مهر ۱۴۰۳

شهریور ۱۴۰۳

مرداد ۱۴۰۳

خرداد ۱۴۰۳

اردیبهشت ۱۴۰۳

فروردین ۱۴۰۳

اسفند ۱۴۰۲

بهمن ۱۴۰۲

دی ۱۴۰۲

آذر ۱۴۰۲

آبان ۱۴۰۲

مهر ۱۴۰۲

مرداد ۱۴۰۲

تیر ۱۴۰۲

خرداد ۱۴۰۲

اردیبهشت ۱۴۰۲

فروردین ۱۴۰۲

اسفند ۱۴۰۱

بهمن ۱۴۰۱

دی ۱۴۰۱

آذر ۱۴۰۱

آبان ۱۴۰۱

مهر ۱۴۰۱

شهریور ۱۴۰۱

مرداد ۱۴۰۱

تیر ۱۴۰۱

خرداد ۱۴۰۱

آرشيو

____________________
مطالب اخير

نی نی گولو

تولدت مبارک

یلداتون مبارک

اقا اومدن

روزت مبارک

نظر

۱۴.این روزها

۱۳.تعطیلات را چگونه گذراندید؟؟

۱۲

۱۱

____________________
پیوند ها

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 
 

پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۱

کار یا مادری؟

سلام

سر قضیه کار با هم به تفاهم نرسیدیم! اون کاملا تمایل داشت که خانمش بره سرکار و یه موقعیت اجتماعی خوبی داشت باشه!

در حالی که من نهایت رفتنم به سرکار تا تولد بچه امه!من تمایل فراوانی دارم به مادری کردن و باید این حسمو ارضا کنم اصلا برام موقعیت اجتماعی مهم نیس و از اون طرف اون دنبال یه همسر با موقعیت دهن پرکن می گرده!که من اصلا دنبال این حرفا نیستم!

از اون طرف که بهش میگم خونوادت بیان میگه زوده تا پایان محرم بعدش ولی من نمیتونم اعتماد کنم اصلا کاری نکرده تا به این رابطه اعتماد کنم همش نگرانی و استرس بوده

 
 

Weblog Themes By Blog Skin

  

اسلایدر