گفتنی های یک زن بابا
دختر مجرد سابق(زن بابای فعلی)
 
 
آرشيو مطالب

بهمن ۱۴۰۴

دی ۱۴۰۴

آذر ۱۴۰۴

شهریور ۱۴۰۴

فروردین ۱۴۰۴

بهمن ۱۴۰۳

دی ۱۴۰۳

آذر ۱۴۰۳

آبان ۱۴۰۳

مهر ۱۴۰۳

شهریور ۱۴۰۳

مرداد ۱۴۰۳

خرداد ۱۴۰۳

اردیبهشت ۱۴۰۳

فروردین ۱۴۰۳

اسفند ۱۴۰۲

بهمن ۱۴۰۲

دی ۱۴۰۲

آذر ۱۴۰۲

آبان ۱۴۰۲

مهر ۱۴۰۲

مرداد ۱۴۰۲

تیر ۱۴۰۲

خرداد ۱۴۰۲

اردیبهشت ۱۴۰۲

فروردین ۱۴۰۲

اسفند ۱۴۰۱

بهمن ۱۴۰۱

دی ۱۴۰۱

آذر ۱۴۰۱

آبان ۱۴۰۱

مهر ۱۴۰۱

شهریور ۱۴۰۱

مرداد ۱۴۰۱

تیر ۱۴۰۱

خرداد ۱۴۰۱

آرشيو

____________________
مطالب اخير

نی نی گولو

تولدت مبارک

یلداتون مبارک

اقا اومدن

روزت مبارک

نظر

۱۴.این روزها

۱۳.تعطیلات را چگونه گذراندید؟؟

۱۲

۱۱

____________________
پیوند ها

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 
 

شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۱

از وبلاگ دکتر شیری

تینا  ۳۸ ساله و مطلقه هستم که با آقایی ۴۵ ساله و مطلقه حدود چهار سال است که رابطه ی نزدیک برقرار کردم و وابستگی من به ایشان زیاد شده در صورتی که وی آدمی است که کلا زیاد خودش را درگیر روابط عاطفی نمی کند . چون خیلی زود ازدواج کرده و مدت ۱۷ سال هم با عدم رضایت و قصد جدایی سر کرده الان دائم از رفتن و قطع این ارتباط حرف می زند و بزرگترین دلیلش هم این است که هر رابطه ای باید تمام شود و به علت عدم روزگار جوانی دلش می خواهد حالا جوانی کند و به قول خودش شاید کمی هرزگی . اما من درگیر این رابطه هستم و دلم نمی خواهد که قطعش کنم . او از رابطه مان راضی است فقط می گوید طولانی شده اگر قرار باشد من در یک رابطه طولانی مدت باشم پس ازدواج می کنم در صورتی که فقط بار عاطفی و تعهد اخلاقی در این ارتباط دخیل است و به هیچ صورت دیگری ایشان درگیر مسائل و وضعیت زندگی من نیستند . آیا دلیلی می شود برای ایشان آورد که تنوع در این سن خوب یا بد است و یا وقتی ارتباط سالم و رضایت مندی وجود دارد چرا باید به روابط دیگر فکر کرد ؟ آیا راهی هست که این نوع افکار را تغییر دهد ؟ من باید چه کنم ؟ آیا این رابطه رو به بهبود می رود یا نه ؟ چطور رابطه ام را مدیریت کنم و با دلیل و منطق و برهان واضح راه روشنی برای او هم پیدا کنم .
سلام  تینای گرامی
مرقومه شما را خواندم
بخشی از قضیه مربوط است به ایشان. مردی که در ۴۵ سالگی حرفهای ۲۰ سالگی مردان جوان را میزند ، به احتمال زیاد از میانسالی خود و پروسه افزایش سن ، ترسیده و داره وارد بحران میانسالی میشه. دلیل دیگرم اینست که نسخه ای که برای حال امروز خود میپیچه عبارت است از تنوع طلبی و جوانی کردن ( حتی شما بگو رفتن به باشگاه بدنسازی تو این سن برای سلامتی! )

بحث دوم اینه که بعد ۴ سال رابطه ، ترس از صمیمت معنیش اینه تو اون ۱۷ اسل نیز این فرد ، توان مدیریت شخصی نداشته و الان گل نزده اون رابطه را میخواهد به دروازه خالی شما بزند !
بحث سوم شما هستید ؛ وقتی در رابطه ای اصرار به ماندن داریم که ۴ سال عمرمون از ۳۴ تا ۳۸ صرف شده ولی مسیر عواطف یک طرفه شده و برخوردهای شریک عاطفی تحقیر آمیز شده یعنی ما دارای عادت مسمومی هستیم که در روابط بد ، دست به اصرار میزنیم

این الگوی ماندن در روابط تحقیر آموز احتمالا در کودکی آموخته شده است. بسیاری از زنانی که درگیر این نوع روابط هستند در خانواده هایی بزرگ شده اند که پدر یا مادر ، یبوست احساسی داشته اند یا پدر در دسترس نبوده است ( کار زیاد یا روابط بد با مادر یا الکل یا اعتیاد یا سختگیری های بیش از حد یا دعوا مرافعه همیشگی در خانه  ) در هر صورت دختر یاد گرفته به پدری عشق بورزد که نمیتوانسته به او محبت لازم را بدهد. این الگو احتمالا در روابط اینده این دختر با مردان تسری پیدا میکند

شما لازم است مراقب عزت نفستان باشید ، بالغانه فکر کنید که ایا این مرد ذره ای احتمال دارد تحت تاثیر عشق شما متحول شود؟؟؟!!! هرگز ! نه شما معلم اخلاق هستید نه فرصتی چندان دارد برای آوختن دروس زندگی به یک مرد.
واقعیت اینست که خیلی حواس جمع تر باید دامان خود را از این نوع روابط وربچینید تا بتونید به تدبیر زندگی عاطفی اینده خود برسید
مردان وقتی جدیت یک زن را برای استقلال عاطفی و روانی میبینند ، تغییرات خود را آغاز میکنند. وقتی مردی مهرطلبی و درماندگی عاطفی یک زن را میبیند، احتمالا فرار میکند . او باید بداند شما برای خوشبختی خود بی رحمتر از این حرفها هستید که تن دهید به هر نوع بی حرمتی 

بحث آخرم درباره شخص خودتون است که موقع معرفی خود بعد از سن ، صفت مطلقه بودن را ذکر کردید : ۳۸ ساله هستم و مطلقه. شما هویتتان خیلی فراتر از مطلقگی تان است . موقع معرفی خود از دستاوردهاتون استفاده کنید نه از اتفاقات بد زندگیتون. مثل اینکه اگر من یرقان داشته باشم ، لازم نیست تو معرفی خودم بگم من علیرضا ۳۸ ساله مریض یرقانی هستم….شما خیلی صفات مهمتر دارید که میتونید در معرفی خود استفاده کنید. تمرین کنید هویت خود را عزتمند تر کنید
——————————
پی نوشت : باید یادآوری کنم این نوع انتخابها را دربحثهای “پیش نویس عاطفی “میتوان رصد کرد. وقتی من در خانواده پر مشکل بزرگ شده باشم ، به پیش نویسهایی مبتلا میشوم که توش بازدارنده های ” نباش….نزدیک نشو” وجود داره یا سوق دهنده هایی مثل ” خشنود کن” من را مبدل به آدمی میکنه که دائم دارم نیازهای خودم را انکار میکنم و نیازهای بقیه را اولویت میدهم
مطالعه کتاب زنان شیفته ، نکات خوبی را برای علاقه مندان این نع مباحث به ارمغان می آورد

 
 

Weblog Themes By Blog Skin

  

اسلایدر