|
سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۱ |
|
شوهر بی جنبه! |
 |
|
نمیدونم اسمشو بذارم شانس یا چی؟
دیروز خونه دوستم بودم هنوز چند ماهی بیشتر نیس که ازدواج کرده ولی اینقدر شوهرش اذیتش می کنه که خدا می دونه!
دوستم یه دختر مهربون باگذشت، شیطون و بانمک لیسانس و از یه خونواده فرهنگی و خوب هستند، شوهرشم روزای اول خوب بود من دیده بودمش و گفتم خوبه ولی نمیشه از ظاهر آدما که قضاوت کرد.
دوستم سه سال از شوهرش کوچکتره و شوهرش از نظر اقتصادی و فرهنگی از یه خانواده پایین تره،
وقتی با هم آشنا شدن دوستم همه چی رو بهش گفته: دوستم یه دختره ریزه میزه است ،شاید ظاهر خیلی خوشگلی نداشته باشه ولی خصوصیات اخلاقی خیلی خوب داره!
اون موقع که شوهرش همه چیز رو قبول کرده ولی الان که رفتن خونه خودشون دم درآورده که توقدت کوتاس، تو لاغری توشاد نیستی وتو سنت بالایه ..خلاصه تعصبات بیجا داره حساسه و تنها دلیلی که میاره اینه که من توی شرایط سختی بزرگ شدم! و باید تو درک کنی!
کسی نیس بهش بگه که حالا کی بیاد زنتو درک کنه!
میگن سخت نگیرید تو انتخاب! خوب اگه بخای با یه پسری که ازدواج کنی که نخای سخت بگیری واسش بعدش سر همین قضایا سرزنشت می کنن و میزنن تو سرت! که آره کسی نبود تو رو بگیره من اومدم
پسره بد!دیروز خیلی ناراحت شدم!
|
|
|
|
|
|
| |