گفتنی های یک زن بابا
دختر مجرد سابق(زن بابای فعلی)
 
 
آرشيو مطالب

بهمن ۱۴۰۴

دی ۱۴۰۴

آذر ۱۴۰۴

شهریور ۱۴۰۴

فروردین ۱۴۰۴

بهمن ۱۴۰۳

دی ۱۴۰۳

آذر ۱۴۰۳

آبان ۱۴۰۳

مهر ۱۴۰۳

شهریور ۱۴۰۳

مرداد ۱۴۰۳

خرداد ۱۴۰۳

اردیبهشت ۱۴۰۳

فروردین ۱۴۰۳

اسفند ۱۴۰۲

بهمن ۱۴۰۲

دی ۱۴۰۲

آذر ۱۴۰۲

آبان ۱۴۰۲

مهر ۱۴۰۲

مرداد ۱۴۰۲

تیر ۱۴۰۲

خرداد ۱۴۰۲

اردیبهشت ۱۴۰۲

فروردین ۱۴۰۲

اسفند ۱۴۰۱

بهمن ۱۴۰۱

دی ۱۴۰۱

آذر ۱۴۰۱

آبان ۱۴۰۱

مهر ۱۴۰۱

شهریور ۱۴۰۱

مرداد ۱۴۰۱

تیر ۱۴۰۱

خرداد ۱۴۰۱

آرشيو

____________________
مطالب اخير

نی نی گولو

تولدت مبارک

یلداتون مبارک

اقا اومدن

روزت مبارک

نظر

۱۴.این روزها

۱۳.تعطیلات را چگونه گذراندید؟؟

۱۲

۱۱

____________________
پیوند ها

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 
 

جمعه نوزدهم آبان ۱۳۹۱

هزینه های ازدواج!

چند روز پیش با یکی از بچه ها صحبت می کردم که عقده! گفت: هزینه های ازدواج خیلی بالاس بهش گفتم خوب یه جشنه ساده بگیر، این قدر نه خودت و نه شوهرت اذیت نشید! گفت: من فقط یه دخترم و باید جشن برام بگیره!

من خودم خیلی حساس نیستم روی قضیه جشن همچین برام مهم نیست! دوست دارم ولی نه این قدر که بخام خودم و همسرمو سر این اذیت کنم کلا آدم راحتی هستم به قول دوستم به خودت خیلی سختی نمیدی!

به نظرم  هر کس باید با توجه به شرایط خودش یه کاری رو انجام بده به قول مادربزرگ من:« آدم باید به سرمایه اش نگاه کنه نه به همسایه ش!»

شاید من دارم اشتباه می کنم نمی دونم فک نکنم یه دختر بودن دلیل منطقیه باشه!

پ.ن1: میگم خدایا: من که اینقدر دعا می کنم یه همسر خوب می خوام واسه چی این جوری میشه! آخه نمیدونم شاید ...!

 

 

 
 

Weblog Themes By Blog Skin

  

اسلایدر