گفتنی های یک زن بابا
دختر مجرد سابق(زن بابای فعلی)
 
 
آرشيو مطالب

بهمن ۱۴۰۴

دی ۱۴۰۴

آذر ۱۴۰۴

شهریور ۱۴۰۴

فروردین ۱۴۰۴

بهمن ۱۴۰۳

دی ۱۴۰۳

آذر ۱۴۰۳

آبان ۱۴۰۳

مهر ۱۴۰۳

شهریور ۱۴۰۳

مرداد ۱۴۰۳

خرداد ۱۴۰۳

اردیبهشت ۱۴۰۳

فروردین ۱۴۰۳

اسفند ۱۴۰۲

بهمن ۱۴۰۲

دی ۱۴۰۲

آذر ۱۴۰۲

آبان ۱۴۰۲

مهر ۱۴۰۲

مرداد ۱۴۰۲

تیر ۱۴۰۲

خرداد ۱۴۰۲

اردیبهشت ۱۴۰۲

فروردین ۱۴۰۲

اسفند ۱۴۰۱

بهمن ۱۴۰۱

دی ۱۴۰۱

آذر ۱۴۰۱

آبان ۱۴۰۱

مهر ۱۴۰۱

شهریور ۱۴۰۱

مرداد ۱۴۰۱

تیر ۱۴۰۱

خرداد ۱۴۰۱

آرشيو

____________________
مطالب اخير

نی نی گولو

تولدت مبارک

یلداتون مبارک

اقا اومدن

روزت مبارک

نظر

۱۴.این روزها

۱۳.تعطیلات را چگونه گذراندید؟؟

۱۲

۱۱

____________________
پیوند ها

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 
 

جمعه چهاردهم مهر ۱۳۹۱

واسه دوست خوبم ص.ص


من هم مشکلی که گفتی رو دارم من  امسال خیلی بیشتر درگیر مسئله ازدواج و مجردی شدم!

اشکالی نداره که برای خواهر کوچکترت  خواستگار بیاد،الان که موقعیت داره مامانت اجازه بده تا بیان اصلا اشکالی نداره حتی خودت از مامانت بخواه تا بیان ببینن  همدیگه رو !و یه ازدواج موفق برای خواهرت اتفاق بیفته!

برای اینکه بتونی ذهنت رو از این مسائل دور کنی،انجام کارهایی که تو رو درگیر میکنه و مخصوصا فعالیت های جسمی خیلی کمک می کنه! خیلی سراغ آدمایی که تیکه و متلک می ندازن به دخترا ی مجرد  نرو!

در عین حال به ازدواج،مکان هایی که فکر می کنی فرصت ازدواج ممکنه (مجالس زنونه) برات فراهم باشه برو! بسپر به واسطه  و یا کسی که می دونی مطمئنه واسه اینکه کسی رو بهت پیشنهاد بده!

دعا خیلی خوبه !نذر کن !صلوات و زیارت عاشورا و خواندن سوره ملک و واقعه(40 روز )

توکل کن به خدا!

راضی شدن به رضای خدا خیلی سخته واسه من که این جوریه! به قول معروف از من حرکت از خدا برکت! ببینیم باز خدا واسه ما چه صلاحی  می خواد!

شاد باشی و موفق!

 
 

Weblog Themes By Blog Skin

  

اسلایدر