گفتنی های یک زن بابا
دختر مجرد سابق(زن بابای فعلی)
 
 
برچسب‌ها

مجردی

متاهلی

سبک زندگی

مادر

ازدواج

مادرناتنی

شوهر

زنــــانـــگی

رشد فردی

مزایای مجردی

معایب مجردی

زن بابا

خانواده شوهر

عاقلانه

بی حوصله

جاری

پدر و مادر

خاطرات

رابطه جنسی

دوران عقد

____________________
آرشيو مطالب

بهمن ۱۴۰۴

دی ۱۴۰۴

آذر ۱۴۰۴

شهریور ۱۴۰۴

فروردین ۱۴۰۴

بهمن ۱۴۰۳

دی ۱۴۰۳

آذر ۱۴۰۳

آبان ۱۴۰۳

مهر ۱۴۰۳

شهریور ۱۴۰۳

مرداد ۱۴۰۳

خرداد ۱۴۰۳

اردیبهشت ۱۴۰۳

فروردین ۱۴۰۳

اسفند ۱۴۰۲

بهمن ۱۴۰۲

دی ۱۴۰۲

آذر ۱۴۰۲

آبان ۱۴۰۲

مهر ۱۴۰۲

مرداد ۱۴۰۲

تیر ۱۴۰۲

خرداد ۱۴۰۲

اردیبهشت ۱۴۰۲

فروردین ۱۴۰۲

اسفند ۱۴۰۱

بهمن ۱۴۰۱

دی ۱۴۰۱

آذر ۱۴۰۱

آبان ۱۴۰۱

مهر ۱۴۰۱

شهریور ۱۴۰۱

مرداد ۱۴۰۱

تیر ۱۴۰۱

خرداد ۱۴۰۱

آرشيو

____________________
مطالب اخير

نی نی گولو

تولدت مبارک

یلداتون مبارک

اقا اومدن

روزت مبارک

نظر

۱۴.این روزها

۱۳.تعطیلات را چگونه گذراندید؟؟

۱۲

۱۱

____________________
پیوند ها

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 
 

جمعه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۱

تقدیر الهی خیر است

سلام

خوش ماه مبارک انشالله

۱-اولین سال که روزه نمیگیرم و فکر میکنم خیلی کم از برکات این ماه بهره بردم.

ازمایشهای غربالگری ژنتیک رو انجام دادم و باید به دکتر نشون بدم.

سرچ خودم تو نت جواب مثبت رو نشون میداد و خوب بود حالا باید ببینم دکتر چی میگه

دیشب با یکی از دوستان قدیم چت میکردم میگفت نمیشد ی مورد بهتری بهت معرفی میکردن نه با این شرایط سخت!!

زندگی به دل هیچ کس نیست نمیدونم شاید به دل خیلیا باشه و من خبر نداشته باشم.

خود دوستم ۳۸سالگی ازدواج کرد تو ی شهر دور و غریب.

حتما تقدیر و اراده الهی بالاتر از اراده ما ادمهاست و گرنه من و خیلی از دخترها دوست داشتیم توی سن کم ازدواج کنیم با ی ادمی که عاشقش بودیم و عاشقمون بود...

ولی مگه شد؟؟!!

خدایا شکرت حتما صلاح و تقدیر تو برای من و خیلی از ادمهای دیگه خیر و برکته.

۲-دکتر هلاکویی میگفت بعضیا کالای ازدواج نیستن و بهتره ازدواج نکنند.

من خودم ی نمونه از اون ادمها بودم و برعکس فکر میکردم خیلی ازدواجی هستم و به درد زندگی مشترک میخورم.

البته شرایطم سخت بود وتوی شرایط سخت کرونا هم ازدواج کردم.

و شخصیت سخت  من کمال گرا که دلم میخواد بی عیب و نقص باشم.

به هر حال بر خلاف تصورم خیلی از زنانگی ها رو نداشتم و کم کم دارم به وجود میارم.

البته کمالگرایی کمکم میکنه تا تلاش کنم و به سمت کامل شدن پیش برم ولی باید یادم باشه با خودم سازگارتر و مهربون تر باشم.

۳-نی نی کوچولوی پرتقالی من(الان اندازه ی پرتقاله) داره تکون میخوره و کم کم کمک میکنه به من تا حس مادرانه در من شکل بگیره .

امیدوارم او و همه ادمهای روی زمین عاقبت خوش و خیری داشته باشند. انشالله

التماس دعا.


برچسب‌ها: متاهلی, مجردی, سبک زندگی

 
 

جمعه نوزدهم فروردین ۱۴۰۱

گفتگو با همسرجان

حاج آقا پناهیان سالها پیش گفت زبان زن تلخ و منفیه 
الان تازه درکش میکنم وقتی میخوام شکایت کنم و یا حرفی بزنم چقدر حرفام تلخه و خیلی وقتها خدا رو شکر سکوت میکنم و متوجه تلخیش میشم .
مثل امشب که به خاطر ی موضوع کوچک بحث به جایی رسید که ۸ موضوع تلخ رو  گفتم که مدت زیادی بود که تو ذهنم ورجه وورجه داشت و گفتم و در پایان هم با گریه اذعان داشتم که اصلا فک نمی کردم زندگیم به اینجا برسه.
حسابی گریه کردم و تصمیم گرفتم لباس بپوشم و برم پارک نزدیک خونه.
و اما نرفتم.
گفتم مثل همیشه نمیاد سراغم ولی اومد و گفت واسه تو و اون بچه خوب نیس.
و بعد نشستیم دوباره صحبت کردیم.
کمی دلم آروم شد.
بی دلیل نیست که میگن زن و شوهر زیاد باهم صحبت کنند تا حرفا رو هم نشه که تلخ میشه و نیش دار.
خدایا بر من ببخش اشتباهات و لغزشهایم رو ...
پ.ن:عجب حرفهایی گفتم.دکتر نیلچی  زاده میگفت به ازای هر ویژگی منفی پنج ویژگی مثبت بگید حالا من باید ۴۰ویژگی مثبت براش بگم...

 
 

یکشنبه چهاردهم فروردین ۱۴۰۱

ازدواج خوب است

وقتی به ازدواج با آقای پدر فکر میکردم تصورم از ارتباط با بچه هایش ارتباط مانند ارتباط با خواهرزاده و برادرزاده ها و یا حتی فرزندان دوستان و آشنایان بود.
هیچ وقت فکر نمی کردم ارتباط خونی و یا حتی دوستی میتواند در نوع ارتباط اثر بگذارد.
فکر میکردم همان روزهای اول من میتوانم با بچه ها دوست شوم و همه چی گل و بلبل!
دوستم میگفت برو با بچه ها خوش بگذرون،احتمالا او هم همین نظر را درباره ارتباط با بچه ها داشته است.
ارتباط با بچه های همسر نیاز به صبر تحمل مهربانی و گذشت زمان دارد.
۲-وقتی عده ای میان و از ازدواج نکردن دختران صحبت میکنند و میگن وای چقدر پیر شده دلم میخواد خفه شون کنم.
خودم الان که ازدواج کردم اصلا دوست ندارم به کسی توصیه کنم.
به این نتیجه رسیدم که باید یاد گرفت درست زندگی کردن رو و بهره بردن از عمر.

دختر یکی از آشنایان ۱۸سال پیش تو ۲۰ سالگی طلاق گرفته بود و بقیه بهش میگفتن تو این مدت چه جوری نتونستی خودتو به کسی بچسبونی!
میگه خوب نتونستم، پشت سرشم حرف و حدیث😠به راه...
ازدواج درسته ی مرحله مهم از زندگیه ولی همه زندگی نیست.
من حسرت روزهایی رو دارم که فقط به خاطر یک ازدواج به بدی و ناخوشی هدر شد.
امیدوارم همه مون فقط آرزومون خوشی و عشق برای همدیگه باشه هر چند از غم و سختی و درد و رنج هم گریزی نیست.

 
 

پنجشنبه یازدهم فروردین ۱۴۰۱

تنهایی

سلام

باز پنجشنبه تنهایی شد.از صبح در به در دنبال ی جایی هستم تا برم و از این تنهایی و بیکاری در بیام.

خونه که نمیتونم کار بکنم .به در بسته خوردم و در نهایت اومدم اینجا.

داشتم فک میکردم تنها زندگی کردن و واسه خودت بودن هم خوبه.

آرامش ،سکوت و اعصاب راحت....

همسرجان عصر میره روستا و من باید برم خونه بابا جان.

سیزده که تعطیله به خاطر روزه اخر شعبان واسه همین فردا رو میرن سیزده

مدارس هم حضوری شده و بچه ها باید هر روز برن کاش این مدت به روال قبل بود و از سال دیگه حضوری میشد.طفلی بچه ها!!!

ناز کردن رو اصلا بلد نیستم. دوستم میگفت تو این شرایط واسه شوهرت ناز کن.

ولی نه من اهلشم و نه همسر جان ناز خر 

هنوز حس مثبت مادری پیدا نکردم .احساس میکنم تو این چند وقت اینقدر اذیت شدم و روزهای سخت گذروندم که هنوز نگاه مثبتی به بچه و مادر پیدا نکردم.

امیدوارم به مرور بهتر بشم.

گاهی میخوام به همسرجان بگم این چه بچه هاییه که اصلا ادب ندارن باز با خودم میگم بی خیال خودم که هنوز بچه ای از صفر بزرگ نکردم معلوم نیس چی از کار در بیاد .بعدش ممکنه دلش بشکنه و یا حس بدی پیدا کنه و حتی روی بچه ها اثر بذاره و در نهایت سکوت میکنم.

وجود پاک بچه ها رو احساس میکنم ولی گاهی اینقدر اذیت میکنن که نمیدونم چی کار کنم..

 
 

سه شنبه نهم فروردین ۱۴۰۱

سال نو مبارک

سلام
سال نو مبارک
چند روز رفتیم  روستای همسر جان. میگه حالت خیلی بهتره اینجا.
راست میگه حالم بهتره چون هیچ کاری انجام نمیدم توی خونه استرس وجود داره.
انجام امور خونه، بچه ها، آشپزی و بوهای مربوطه.
مسئولیت همیشه برام ترس و استرس داشته.
امیدوارم سازگار بشم با خودم.
صبح به این نتیجه رسیدم خوب نیستم فقط فکر میکنم خوبم یعنی خوبی دارم ولی بی عیب و نقص و کامل نیستم.
و این خیلی به آرامش من کمک میکند.
اینکه بخواهم فقط خوب باشم تا دیگران تحسین کنند که نشد زندگی.
فکر میکردم اول از دست این افکار رها بشم و بعد مسیر درست زندگی رو پیدا کنم.
سازگار شدن با خود و زندگی همون رضایت و شکره.😍

 
 

Weblog Themes By Blog Skin

  

اسلایدر