گفتنی های یک زن بابا
دختر مجرد سابق(زن بابای فعلی)
 
 
برچسب‌ها

مجردی

متاهلی

سبک زندگی

مادر

ازدواج

مادرناتنی

شوهر

زنــــانـــگی

رشد فردی

مزایای مجردی

معایب مجردی

زن بابا

خانواده شوهر

عاقلانه

بی حوصله

جاری

پدر و مادر

خاطرات

رابطه جنسی

دوران عقد

____________________
آرشيو مطالب

بهمن ۱۴۰۴

دی ۱۴۰۴

آذر ۱۴۰۴

شهریور ۱۴۰۴

فروردین ۱۴۰۴

بهمن ۱۴۰۳

دی ۱۴۰۳

آذر ۱۴۰۳

آبان ۱۴۰۳

مهر ۱۴۰۳

شهریور ۱۴۰۳

مرداد ۱۴۰۳

خرداد ۱۴۰۳

اردیبهشت ۱۴۰۳

فروردین ۱۴۰۳

اسفند ۱۴۰۲

بهمن ۱۴۰۲

دی ۱۴۰۲

آذر ۱۴۰۲

آبان ۱۴۰۲

مهر ۱۴۰۲

مرداد ۱۴۰۲

تیر ۱۴۰۲

خرداد ۱۴۰۲

اردیبهشت ۱۴۰۲

فروردین ۱۴۰۲

اسفند ۱۴۰۱

بهمن ۱۴۰۱

دی ۱۴۰۱

آذر ۱۴۰۱

آبان ۱۴۰۱

مهر ۱۴۰۱

شهریور ۱۴۰۱

مرداد ۱۴۰۱

تیر ۱۴۰۱

خرداد ۱۴۰۱

آرشيو

____________________
مطالب اخير

نی نی گولو

تولدت مبارک

یلداتون مبارک

اقا اومدن

روزت مبارک

نظر

۱۴.این روزها

۱۳.تعطیلات را چگونه گذراندید؟؟

۱۲

۱۱

____________________
پیوند ها

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 
 

چهارشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۹

من و بچه ها

دارم با بچه ها ارتباط می گیرم کار سختیه، ارتباط با بچه ها آسونه برام ولی گاهی حس اینکه اینا بچه های یک مادر دیگن منو اذیت می کنه .

بچه های خوبی هستن دخترم که تقریبا با من رفیق شده ولی امیر نه هنوز از من خجالت می کشه و می ترسه

هنوز با من درست ارتباط نگرفته.

سه شنبه ها میرن دیدن مادرشون و معلوم نیس بعد این ارتباط رفتارشون چه جوری باشه .

دقیق نمی دونم چرا از هم جدا شدن و دوست هم ندارم ولی گاهی کنجکاو می شم بدونم.

دیروز که با همسر رفتیم خونه اش و یه خونه به هم ریخته رو دیدم، یهو یه حسی اومد سراغم که یه زمانی تواین خونه چقدر شادی بوده خنده تولد بچه مهمونی و بروبیا و بعد نفرت و حالا این منم که باید ادامه بدم به این زندگی و بهشون روحیه ادامه دادن رو بدم .

به همسر، پسر و دخترم شادی و انگیزه ادامه یک زندگی خوب رو بدم.

برای آدم هایی که الان تقریبا آلاخون والاخونن مرهم باشم.

هنوز وارد زندگی مشترک نشدیم و این هم بیشتر باعث اضطراب میشه گاهی برام .

فک می کنم اگه زودتر زندگی رو شروع کنیم راحت تر همه چیز دستم میاد.

 
 

جمعه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۹

با اجازه بزرگترا بببببله

 

سلام

بالاخره ایده ام  هم محقق شد و شدم زن بابا ...

از این به بعد انشالله امید به خدای مهربان درباره زندگی جدیدم براتون می نویسم.

برام دعا کنین تا بتونم تو این فرصت جدید زندگی ام موفق بشم و قدردان لطف خداوندی باشم.

از این به بعد اسم وبلاگ به گفتنی های یک زن بابا تغییر نام میده 


برچسب‌ها: مجردی, ازدواج, زن بابا

 
 

سه شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۹

عاقلانه یا عاشقانه؟

یه جمله ای هست که می گه قبل از ازدواج چشماتو باز کن بعد ازدواج چشماتو ببند واقعا این چه جمله ای که تو دهن آدما افتاده؟!

وقتی دو نفر با هم آشنا میشن نامحرم هستند و فضای محرم بودن با نامحرمی فرق می کنه خیلی از روابط بینشون وجود نداره

هنوز زیر یک سقف نرفتن و وارد زندگی ای  به نام زندگی مشترک نشدند، نمی تونن اتفاقات و حوادث آینده رو پیش بینی کنند که خدا قراره چه جوری امتحانشون کنه!

هر چقدر هم بتونن نسبت به هم شناخت پیدا کنند باز نمیشه گفت آره من این آدم رو درست شناختم و بر همین اساس انتخابش کردم.

حالا انتخاب کردن هیچی وقتی میگن بعد ازدواج چشماتو ببند رو کجای زندگی بذاریم؛ مگه میشه ؟!!!

تو زندگی لحظه ای چشماتو ببندی می بینی ای دل غافل عقب افتادی و یا اشتباه کردی!

یا جمله معروف عاقلانه انتخاب کن عاشقانه زندگی کن!

خیلی به ندرت پیش میاد دو نفر بتونن تمام مدت آشنایی فقط از عقلشون استفاده کنن و احساسشون درگیر نشه

بعد ازدواج که عقل بیشتر نیازه اگه عقلی به کار نره عشق مشکل ساز میشه

عقل باید باشه تا عشق زنده بمونه واز بین نره

خلاصه گفتیم که بگیم باید جملات نغز دیگه ای وارد ادبیات ازدواج بشه .

پ.ن:

جملات بیشتری را در روزهای آینده مورد بررسی قرار خواهیم داد.


برچسب‌ها: مجردی, ازدواج, عاقلانه

 
 

Weblog Themes By Blog Skin

  

اسلایدر