این پست و این پست هم مربوط به سال نوده!،اون موقع هنوز وارد سی سالگی نشده بودم و امیدواری من شاید کمتر بود البته الان امیدم بیشتر نیست ولی نسبت به اون موقع حال بهتری دارم هر چند هنوز رضایتی حاصل نشده از بس کمال گراهستم.
حالا حدود ۱۰ سال بعد دوباره در آستانه ۴۰ سالگی می خوام معایب و مزایای مجردی رو بنویسم:
دیگه الان حس استقلال سرکش شده و افسارشو سخت می شه کنترل کرده، دوست داری مدیریت اوضاع خونه زندگیتو به دست بگیری هر چندخیلی از دوستان میگن تو که مجردی همه چیز زندگیست دست خودته در حالی که اینجور نیست اصلا من باید پاسخگوی نگرانی ها و استرس های مادرم ، نگاه های پدرم و حرفهای خواهرم باشم.
دیگه الان خواهرم هم تو سن مستقل شدنه و از قدیم گفتن دو پادشاه در یک اقلیم نمی گنجند!
نگران تنهایی دوران میانسالی و بزرگسالی و در نهایت سالمندی باشم اینکه دوستان و دخترای فامیل ازدواج کردن و گرفتار زندگیشون هستن و البته اگر هم یادی از من بکنند حرف مشترکی وجود نداره و بیشتر من باید شنونده مشکلات و دغدغه های همسرداری و فرزندپروری و خانه داری اونا باشم.
و وای از اقتصاد!
درآمد کم ، شغلی که خیلی دوس نداری و حس می کنی می تونی بهتر از این هم کار کنی ولی نمیشه...
نگران سنت باشی که دیگه کی می خواد تو این سن منو بستونه!(خخخخخ)
اونم با پسرایی که دنبال زن شاغل با درآمد بالا ، زیبا و خوش تیپ و نمی دونم پرفکت هستن!!
حالا دیگه نگران یائسگی باشی اونم تو خانواده ما که سنش پایینه!
دیگه آرزوی مادر شدن رو هم باید فراموش کنی!
حرف ها و نگاه های دیگران با ازدواج هر دختر و پسری در فامیل و آشنا و در و همسایه!
مسئولیتهات بیشتره بر خلاف اینکه می گن مجردا مسئولیت کمتری دارن!
به هر حال پدر مادر خواهر برادر دوست آشنا اگه اتفاقی بیفته و کاری پیش بیاد از یه دختر مجرد بیشتر انتظار دارن.
می گن خوب تو کاری نداری خانواده ای هم نداری پس باید انجام بدی!
خیلی داره تلخ میشه! دیگه بسه نوشتم ولی با این تلخ نوشتن چه جوری از مزایاش بگم!
هنوز به مزایاش فکر نکردم از بس که همیشه معایبش جلوی چشم منه!
یکی از مزایای خوشگلش اینه که دیگه شوهر نداری!!!تک وتنها واسه خودتی(خخخخ)
برچسبها: مزایای مجردی, معایب مجردی