|
شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ |
|
سرنوشت |
 |
یکی از دوستام 10 سال پیش تو 20 سالگی از
شوهرش جدا شد البته عقد بود
اتفاق های زندگی غیرقابل پیش بینی هستند یا
تقدیر الهی رو نمیدونی چیه؟
پارسال اسفندماه خواهر بزرگه دوستم سر زایمان فوت
شد دو تا بچه ازش مونده یه پسر 9ساله و همون بچه که الان 8 ماهشه .
حالا شوهر خواهرش اومده خواستگاریش، خیلی سخته و
سنگین واسه یه دختر با یه عالمه رویا و آرزو خونوادش موافقن هم به قول خودشون دخترشون سروسامون می گیره و مهمتر از همه خیالشون از نوه هاشون راحت میشه!
دوستم می گفت: قبول کردن بچه ها واسم خیلی راحته
ولی ازدواج با شوهر خواهرم برام سخته!
امیدوارم ماجرای زندگیش به خیر باشه براش!
التماس دعا از همه تون!
|
|
|
|
|
|
| |