X
تبلیغات
گفتنی های یک دختر مجرد

 

آیا  با ازدواج دوم مردان موافقید؟

 آیا تا به حال به ازدواج دوم با یک زن دیگر فکر کرده اید؟

آیا تا کنون به این که زن دوم یک مرد باشید فکر نموده اید؟

ازدواج دوم کی اتفاق می افتد؟

در حوالی  منطقه ای که من زندگی میکنم با ازدواج دوم خیلی مشکل ندارند. مردانی که از نظر اقتصادی مشکلی ندارند به سراغ ازدواج دوم میروند .

این زمانی اتفاق می افتد که 1- مرد به اصطلاح شلوارش دوتا شود (همان شرایط اقتصادی خوب)

2- وجود مشکل در زندگی اول (نارضایتی وعدم لذت در زندگی اول که به هر دلیلی می باشد.)

3- هوسبازی

4- نیت خیر خواهانه (که البته این مورد خیلی نادر است.)

5- اشتباه در انتخاب اول که بعد از گذشت مدتی از زندگی اول وکسب تجربه به این نتیجه میرسد که همسرش،  همسر مطلوب او نیست و به دنبال یک فرد سوم میرود.

تمام این موارد مربوط به زمانی است که شخص به طلاق و جدایی به هر دلیلی  فکر نمی کند.

چه کسانی زن دوم می شوند؟

1-      از دست دادن همسر اول (طلاق یا مرگ)

2-      دخترانی که در سنین بالا یی قرار دارند و خانواده ویا خودشان با این موضوع مشکلی ندارند.

3-      دخترانی که به مردان متاهل علاقه مند می شوند ومرد به از دواج با او نیز علاقه مند است.

 

 

 



تاريخ : شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390 | 7:45 | نویسنده : دختر زندگی |

مبنای زندگی:

شرع

 

عشق                عقل

 

شرع در قله زندگیست. عشق اگر حقیقی باشد در جایگاه بعدی اما اینکه بدانی عشقت حقیقی هست یا نه به نظرم نیاز به عقل داری !

عوامل موفقیت :

توکل

 

تلاش             توسل

 

برای انجام هرکاری نیاز داری به یک حامی وپشتیبان وچه کسی بالاتر از یکتای بی همتا.

توسل زمانی نتیجه میدهد که تو چیزی در چنته داشته باشی!

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390 | 8:40 | نویسنده : دختر زندگی |

یکی از دوستان در نظرات مواردی رو نوشته بودن و خواسته بودن که من هم نظرم رو بگم:

1-  مرد  به عنوان مدیر خانواده نقش بسیار مهمی  در برنامه های خانواده دارد.مدیری موفق است که بتواند برایند تمامی نظرها را اعمال نماید و همچنین نظرهای مخالف را توجیه نماید .

مدیر نظر نهایی را در تمامی موارد بیان میکند نه در یک مورد ،چون تمام تصمیمات خانواده مهم میباشد حتی انتخاب پرده، اما هرکدام از این تصمیمات اولویتی دارد. به تصمیمات و برنامه های اعضای خانواده با دید مهم بودن نگاه باید کرد و از کنار آنها به سادگی نباید گذشت.

2-  در جایی خواندم که نیاز جن30 خانمها چند برابر مردانست و در رابطه با این موارد با شما کاملن موافقم .باید زن ومرد نسبت به این مسایل آموزش واطلاعات لازم را دریافت نمایند.

3- اینکه حرف آخر را دل میزند : برای انتخابی به این مهمی عقل ومنطق اهمیت بیشتری دارد هرچند از دل وعشق نمیتوان گذشت.

عشقی میتواند دوام داشته باشد که بعد از ازدواج هم به آن رسیدگی شود نه فقط مختص مرحله انتخاب باشد

عشق را باید تروتازه کرد نه آنکه رهایش نمودو گرنه حاصل آن چیزی جز ترس ونفرت نخواهد بود.

ان شا الله موقعیت شغلیتان بهبود پیدا میکند اما به نظرم اسباب اولیه شروع یک زندگی پذیرفتن مسئولیتهای آن وآگاهی یافتن نسبت به آنها از سوی هر دو نفر است.

امیدوارم انتخابی مناسب برای تمامی سالهای عمرتان داشته باشید.

به امید خدا



تاريخ : شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390 | 15:12 | نویسنده : دختر زندگی |

بارمنفی این کلمه خیلی زیاده ، خیلی از دخترای ما ومخصوصن پدر ومادرا از این کلمه ترس به دل دارن ،حق هم دارن وقتی دخترت رو باهزار امید آرزو میدی دست یکی دیگه برای یک عمر،وقتی ببینی داره عزیزترینت زجر میکشه و باید حالا با دلی شکسته وخسته برگرده واقعن ناراحت کننده است ولی

گاهی یه جدایی وطلاق میتونه یک اتفاق خوب باشه برای یه دختر وقتی که  از ازدواجش هیچ فیض وبهره ای نبرده.

دید جامعه مون باید نسبت به دختران طلاق گرفته عوض بشه و به چشم منفی بهشون نگاه نکنن.

  خیلی از دخترای ما به خاطر یک جدایی همیشه باید نگران نگاه مردان بوالهوسی باشند که به انها به چشم یک کالا نگاه میکنن واز آن سو  نگران زنانی که از انها میترسن که مبادا شوهران ویا پسرانشان را بربایند!

به طلاق باید به چشم یک شکست در یکی از مراحل زندگی نگاه کرد شکستی که میتواند پیامدهای مثبت زیادی برای فرد داشته باشد اگر با دقت به آن نگاه کند.

چون در زندگی مشترک دو فرد کاملن متفاوت بایکدیگر دائما در تعامل بوده اند و هرکدام در این اتفاق درصدی مقصر بوده ان (تعدادی که فقط یک طرف قضیه مقصرند موضوع  دیگه ای هستند)

میتوان  فهمید که اشکال تو واو چه بوده واز ان عبرتهای زیادی بگیره وبا توکل به خدا یه زندگی جدیدی رو شروع کنه!

پ.ن: برای انجام هر کاری توکل حرف اول رو میزنه وبعد اراده و بعدترش یک برنامه ریزی اصولی وحساب شده .

شاد باشید.

 

تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 | 8:59 | نویسنده : دختر زندگی |

بعضی از پسرا دوس دارن با دخترای کم سن وسال ازدواج کنن، حالا جدا از شادابی جن.30 بعضی دلیلشون اینه که واسه خودمون تربیتشون کنیم یعنی شخصیت وهویت این دختر  رو طوری بسازن که در راستای اعتقادات ورفتارهای خودشون باشه.

یکی از دوستام میگفت:داداشم 7سال ( از دوران راهنمایی )با یه دختری دوس بوده وقت ازدواجش با این دختر خانوادشون مخالفت میکنن ولی دلیل داداشش بامزه بود: من خودم بزرگش کردم واسه خودم!

من خودم وقتی ۲۰-۲۱ بودم دوس داشتم اختلاف سنیم با شوهرم زیاد باشه انگار حس امنیت وحمایت بیشتری میداد ولی الان نه بیشتر دوس دارم هم سن وسال باشیم واختلاف سنی زیادی نداشته باشیم!



تاريخ : یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390 | 10:10 | نویسنده : دختر زندگی |

 

واقعن یک مرد از همسر آیندش چی میخواد من که نفهمیدم شما بگید؟

پسرا خیلی کم در مورد خودشون وانتظاراتشون میگن ولی تا دلتون بخواد دخترا از خودشون اطلاعات بروز میدن .

کاش پسرا هم در مورد خودشون بگن!!



تاريخ : شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 | 15:48 | نویسنده : دختر زندگی |

مرد برای مقاومت در برابر زن وسیله کمتری دارد تا زن برای فرار از تمنای مرد.

وقتی که انسان دوست می داردهمه چیز به عشق می انجامد.

عاشقی که همه چیز معشوق نباشد هیچ چیز نیست.

همچنانکه کلمه دوستت دارم،مجوزی برای عشق ورزیدن است، کلمه دوستت ندارم مجوزی برای جدایی است.

عشق مانند زندگی دوران بلوغی دارد که در آن به نفس خود پایدار است.

از کتاب زنبق دره نوشته اونوره دو بالزاک

 

 



تاريخ : جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390 | 20:14 | نویسنده : دختر زندگی |

چند روز پیش با بعضی از دوستام به کوه رفتیم(جای شما خالی) من خودم اصلن از وجود همچین مکان زیبایی در شهرمون اطلاع نداشتم .

این موضوع برام جالب بود چون در خیلی از زمینه های دیگه من وشاید شما هم نسبت به خیلی از

داشته هامون هیچ اطلاعی نداشته باشیم (حالا چشم بستن به روی خیلی از داشته هامون در عین آگاهی موضوع دیگه ایه!)

توی زندگی زن وشوهر خیلی موضوعات،خلق وخوها، احساسات ،سلیقه ها ،علایق وتفریحاتی دارن که نسبت به اونا هیچ اطلاعی ندارن و شاید درتمامی عمر از لذت بهره مند شدن از آنچه که متعلق به خودشون هست بی نصیب گردند وهمیشه به دنبال لذتهایی باشند که دستیابی به آن مشکل وپر از دردسره!

حال باید چه بکنیم؟

من خودم ازطریق یکی از دوستام که نسبت به این مکان اطلاع داشت با این مکان آشنا شدم،پس یکی از راه ها ،آگاهی کسب کردن از منابعی که می دانند ومیتوانند به شما نیز یاد بدهند مانند:

1-    مشاورین

2-    کتابها ،مجلات معتبرو اینترنت

3-    دوستان واشنایان مورد اعتماد و مخصوصن امین

4-    عضویت و ارتباط با موسسه ها و کانون ها ی فعال اجتماعی.

برای این کار:

1-       باید به خودت رجوع کنی وببینی آیا می خواهی آنچه داری را بشناسی واز آن

بهره ببری.

2-  پیگیری وپشتکار در کسب آگاهی

3- وقت گذاشتن برای آن و همان برنامه ریزی!



تاريخ : پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390 | 16:52 | نویسنده : دختر زندگی |

مطلبی در یکی از وبلاگها خوندم چند سوال به نظرم رسید میتونید نظراتتون رو در این موارد بگید"

1-       ایا روابط  دختر وپسر جامعه ما میتواند یک رابطه پاکی باشد ؟ آیا  سنتها ومذاهب ما میتوانند به آن پاسخ دهند و برای آن راه حلی ارایه کنند؟ ( با توجه به شرایط کنونی جامعه)

2-      چند درصد از دختران وپسران ما به دنبال آشنایی با روحیات جنس مخالف خود قبل از ورود به هر گونه رابطه ای هستند؟(با توجه به اینکه هیچ آموزشی در این مورد  داده نمیشود)

3-      پسران ایرانی چقدر این موضوع را قبول دارند وآیا آن مختص آنان است و  یا ویژگی عمومی همه مردان است؟(اگر زنی قبل از ازدواج، با مردی رابطه ایجاد نمود وبه رابطه جنسی  با مرد مورد علاقه اش تن داد،مناسب ازدواج نیست،و2-دخترانی که درگیر این روابط هستند زنان با احساس ومسئولیت پذیری هستند که به ندای غریزه،احساس وتداوم عشق خود پاسخ داده اند،نه اینکه مانند مردان به دنبال لذتهای لحظه ای وغریزه ای خودباشند.)

4-       ایا با این موضوع موافق هستید ؟(وجود مکانهایی برای مردانی که نیاز جن.30 دارند وهمچنین ارضای حس تنوع طلبی مردان متاهل با زنانی که حرفه آنان  انجام امور جنسی است)

متن کامل این مطلب با عنوان "روانشناسی رابطه دختر وپسر" در وبلاگ"رازهای دل "وجود دارد.

            



تاريخ : سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390 | 13:18 | نویسنده : دختر زندگی |

 برای ازدواج نکردن یک  بحران به وجود میاد(شماره 2) ویک بحران هم وجود داره(شماره 1) :

1-   پسر خوب کم پیدا میشه ( نه اینکه نیس ) و مواردی توی جامعه واطرافمون رخ میده که به سختی وبا ترس به پسرا میشه اعتماد کرد.

گاهی چیزایی میشنوی ومیبینی از پسرایی که اصلن باورت نمیشه وبدبینی برای بعضی از دخترا به وجود میاره.

2-   رفع نیاز جن30 که بازم بیشتر مربوط میشه به پسرا:نمیدونم بعضی از پسرا چه فکری به ذهنشون میرسه که بعد یه مدتی که با یه دختر ارتباط دارن حرف از ارضای این نیازشون میزنن. وبعضی هم برای شرعی کردن وبه اصطلاح گناه نکردن پیشنهاد صیغه شدن رو به دختر میدن.

این پیشنهاد برای پسر لذت میاره وهیچ مشکلی نداره ولی همه بدبختیاش مال دختره!

ازدواج موقت مناسبه برای زنانی که یکبار ازدواج کردن نه برای دختران.



تاريخ : یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390 | 16:59 | نویسنده : دختر زندگی |

توی وبلاگ  دکتر شیری مطلبی راجع به ترس از تنهایی نوشته شده بود، شرایط دختر خانم  تقریبن شبیه به من بود وآقای دکتر هم از نوشته اش چنین نتیجه گیری کرده بود که ترس از تنهایی اونو فرا گرفته، بعد از خوندن اون مطلب فک کردم آیا من هم ترس از تنهایی دارم یا دلیل دیگه ای؟

جوابم این بود:من ترس از تنهایی ندارم ،من از ماندن در خانه میترسم، ادم تنهایی نیستم وروابط اجتماعی خوبی دارم،وگاهیاین موضوع سبب نگرانی من وبیشتر از همه ترس میشود. ترس!

اصلن نمیتونم تصور کنم که ازدواج نمیکنم. انگار میخام با قانون جذب ابن اتفاق برام بیفته.

ازدواج واسه دخترا بحرانی تره،چون باید پسرا بیان سراغشون وبعد توی این تعدادکم خاستگارا چه جوری انتخاب کنن.

پانویس ها:

1- میگن دخترا نازن وپسرا نیاز ولی انگار عکس شده ناز پسرا ببیشتر شده!

2- خیلی از پسرا که میان خاستگاری یه دختر ،دیگه میرن وپشت سرشون رو نگاه نمیکنن ونمیگن دلیلشون چیه واسه انتخاب نکردن ودختر وخانوادشو توی انتظار میذارن!

3- از بس گفتن دختر زیاده و دخترا ازدواج نکردن که بعضی از پسرا دچار اعتماد به نفس کاذب شدن وبا شرایط (نه مادی) ناجور سراغ چه دخترایی  میرن!

4- فک میکنم در بین پسرا این حس زنانگی (فک میکنم آنیماشون) بیش از اندازه بروز داده میشه!

5- بعضی از مشاغل ضروری زنانه(مثل پرستاری وپزشکی) نیازه که یک مرد واقعن خانه داری سراغشون بره به دلیل شرایط سخت کاری!

 



تاريخ : پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390 | 19:3 | نویسنده : دختر زندگی |

 یه موضوعی  وجود داره واونم  شیوه خاستگاریه،بحثم روی همین مدل سنتیه، اینکه مادر پسر بیاد وبپسنده ،بعضی از پسرا هم هستن که دربست نظر مامان خودشون روقبول دارن.

این مدل یه مشکلی داره واون هم اینه که ممکنه مادر خوشش نیاد ولی پسر بپسنده، بهتره توی اولین جلسه آشنایی هم مادر وهم پسر مادر حضور داشته باشه ، بعد این دو نفر با هم به یه نظر برسن چون خیلی از دخترا رو مادر نمی پسنده ولی پسر برعکس.

اینجا یه موضوعی به وجود میاد واون هم بحث نظرمهمه مادر شوهره، یعنی نقش پررنگ مادران ایرانی در سرنوشت فرزندان ومخصوصن عروس،یکی از دوستام میگفت اگه مادر شوهر روهمراه خودت کنی خیلی به نفعته، میگن شما اگه همسر خوبی هم باشی بازم پسرای ایرانی مادرشون رو از هر انسان دیگه ای بیشتر دوست دارن!

سر همین موضوع میگن اول مادر بپسنده وبعد پسر.این مورد توی خاستگاریای ایرانی خیلی مشکله !

تاريخ : چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390 | 9:32 | نویسنده : دختر زندگی |

دوران دانشجویی یکی از بهترین دوران زندگی هر دختر وپسر ایرانیه البته واسه هرکس یه جور.( من خودم چون  دانشگام توی شهر خودم بود خیلی واسم با دبیرستان فرقی نداشت، فقط محیط وشرایطش متفاوت بود.)

ازدواج دانشجویی  بستگی به شرایط دوطرف داره (شرایط خانوادگی اقتصادی وفرهنگی ).نمیدونم موفقیت این ازدواج چقدره ولی شیرینه  اونم در دوران دانشجویی .بعدش ،فک میکنم  سختیاش شروع میشه، سربازی پسر ،دنبال کارگشتن .

خوبیش اینه تو دوران سرخوشی ومخصوصن اگه توی یه شهر دیگه دور از خانواده باشی ،با هم بودن میتونه لذت بخش باشه.

البته این ازدواج خیلی کم اتفاق می افته به دلیل شرایط سخت بعد اون، که گفتم .ولی واسه همیشه یه یادگاری از روزای خوشت داری!

بیشترارتبا طات توی دوران دانشجویی  منجر به رفاقت ودوستی میشه وکم قضیه ازدواج پیش میاد.

دوران دانشجویی من فقط یه ازدواج داشت واونم ترم آخر یکی از پسرای سال بالایی با یکی از همکلاسیام ازدواج کرد وزندگی خوبی هم دارن.

یکی از همکلاسیام از ترم 2با یکی از پسرای کلاس تمام مدت مشغول مکالمه وبحث بود هرترم که میگذشت دیگه مطمئن بودیم که این دوتاعقد می کنن ، زهی خیال باطل.

پ.ن1: تا پایان دانشجویی هیچ اتفاقی نیفتاد.به قول بچه ها سرتون بی کلاه موند،البته خودشون هم با تمام تکاپو ورایزنی هایی که با پسران دانشگاه خودمون ودیگر دانشگاه های شهر وحتی با پسرای همشهری ماانجام دادن هیچ اتفاق شادی براشون رخ نداد و بدجور سرشون بی کلاه موند .

(به قول همشهریا ،پوزشون به لاخ خورد.)

پ.ن2: لاخ: سنگ

شاد باشید!



تاريخ : سه شنبه ششم اردیبهشت 1390 | 13:10 | نویسنده : دختر زندگی |

یکی از دخترای اشنای ما به دلیل اعتیاد شوهرش با داشتن یه بچه ازش جدا شد وبعد یه مدت خیلی کوتاه ازدواج کرد با یه پسر مجرد خوشگل وپولدار .

میگفتن قبل از طلاقش با این پسر ارتباط داشته ، کاری به ماجراش ندارم

الان پسره ترک کرده،بحثم روی جداییشه ،اینکه انسان ممکنه تو زندگیش اشتباه کنه ،به نظرم دوطرف تا جایی که راه داره باید به هم کمک کنن

بعد یه اشتباهی مثل اعتیاد، اگه دوطرف برای رفعش همدیگرو حمایت کنن وخیلی راحت از کنار یکدیگه وبدتر یه نفر سومی به نام فرزند که سرنوشتش به هردو وابسته است نگذرن،این قدر راحت جدایی رخ نمی ده. بعضی از ادما فک می کنن فقط باید شاد باشن،هیچ مشکلی تو زندگی نداشته باشن ، در صورتی که گاه مشکلات باعث پیشرفت میشه.

جدایی تو بعضی مواقع ضرورته، وقتی شخصیت انسانی تو داره از بین میره و طرف مقابلت با همه گذشتهایی که تو در برابر اون داری،هیچ قدمی برای بهبود رابطه بر نمیداره وفقط به فکر خودشه، زمانیکه خودخواهی یک مرد ویا یک زن به اوج میرسه، هرچند بر این صبوری خداوند پاداشی بس عظیم خواهد داد.

یکی از دوستام با تمام بدی های شوهرش می سازه،بیکاری ،خوش گذرونیاش، رفیق بازیاش(رفیق از هر دو جنس)، بارها تصمیم به طلاق گرفته واما هر دفعه پشیمون شده به خاطر بچه وانگ طلاق وشرایط بعد اون.من اگه جاش بودم جدا میشدم  چون فک میکنم حضور این مرد (نقش اون که تعطیل )به عنوان یک پدر تاثیر منفی خواهد گذاشت بر فرزند دوستم.

 

 

 



تاريخ : دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390 | 11:40 | نویسنده : دختر زندگی |

 

۱-       چاق یا لاغر: قدیما دخترای چاق خیلی خواهان داشتن، اما الان دودسته ان پسرا: یه عده هنوز چاق میپسندن و عده دیگه ای که فک میکنم جمعیت بیشتری رو شامل بشن لاغرتا جایی که به دورکمرش هم رسیدن و براشون خیلی این مسئله دور  کمر مهمه!یکی از سوالاتشون هم وزن دختره؟ چند کیلویی؟

2-       سفید یا سبزه(همون برنزه): الان که بورس برنزه هاس!

3-       چادری یا مانتویی: حالابیشتر واسشون نجابت مهمه ولی ترجیحن مانتویی.

4-       ارایش داشته باشه یا نه: هرچند همه چی طبیعیش بهتره ولی اکثر دخترا چه مانتویی وچه غیرش یه قلم دو قلم رو دارن! من خاستگاری داشتم فقط براش مهمه خانمش وقتی میاد بیرون به خودش برسه یه تابلویی نقاشی خوشرنگ باشه!

5-       زیبایی یا جذابیت: زیبایی خیلی اهمیت  بیشتری داره، هرچند خودشون رو از خیلی مسایل جذاب محروم میکنن. من خودم بین دوستام دخترایی با چهره معمولی سراغ دارم ولی با جذابیت بالا و روابط عمومی خیلی خوب !



تاريخ : شنبه سوم اردیبهشت 1390 | 16:24 | نویسنده : دختر زندگی |

                         

پارسال یه شبی مامانم صدازد که یه آقایی با تو کار داره، رفتم دم در یه پسر دوچرخه سواری بود که  ازم  در مورد یه دختر خانمی پرسید که من اصلن نمیشناختمش گفتم از خواهرم  میپرسم شاید اشتباه شده و دوست خواهرم باشه، پرسیدم ،نمیشناخت.

بعدن فهمیدم که این اقا اومده واسه خودم، یکی از آشناهامون معرفی کرده بود و اون اینجوری اومده سراغ من.

متولد 66بود .

خیلی از پسرا به دلیل اینکه ممکنه یه دختر بهشون جواب نه بده، نمیرن خاستگاری ،به  نظر من پسر بایدشجاع باشه، واقعن اگه از یکی خوشش بیاد یا علاقه مند شد وبه نظرش دختر خوبیه، باید پا پیش بذاره و بره خاستگاری ،قدیما خاستگارای سمج زیاد بودن ،عاشقای سینه چاک ولی الان شاید جرات نکنه بره خاستگاری.

خواهرم میگه:" استادم گفته: دوره زمونه حالا، پدر و مادراپسراشون  رو باید عروس کنن و دختراشون رو داماد!

پ.ن: پسرای خوب داماد میشن ودخترای ناز عروس!



تاريخ : جمعه دوم اردیبهشت 1390 | 11:4 | نویسنده : دختر زندگی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.