گفتنی های یک دختر مجرد

مشکلات و مسایل پیرامون مجردی و ازدواج
 
 
 

وسایل پیشگیری از بارداری و درس تنظیم جمعیت بای...

بحث ازدیاد جمعیت چند وقتیه که در دستور کار دولتیان و مردم قرار گرفته: در دولت یکی از کارهایی که انجام شده جمع آوری وسایل پیشگیری از بارداریه کاری که عکسش در سیاست های قبلی تحت عنوان تنظیم جمعیت انجام شد: رایگان بودن و دردسترس بودن وسایل پیشگیری.

یا افراط یا فریط کاری جز این وجود نداره؟

نمیشه کمی به مردم اختیار بدن! درسته ازدیاد جمعیت خوبه، بچه خوبه ولی کمی به این فک شده که در این 25 سال که همه جا حرف از تنظیم جمعیت بود که از این به بعد در دانشگاه ها باید درس شیرین ازدیاد جمعیت پاس بشه! چقدر تفکرات و شیوه های زندگی متفاوت شده؟

چقدر جوانان امروز تمایلی به بچه داری دارن با همه تنبلی ها و راحتی هایی که ایجاد شده؟ حوصله تربیت و بچه بزرگ کردن دارن؟

من خودم که خیلی به بچه علاقه دارم و دوس دارم گاهی فک می کنم حالا کو تا پدر بچه! بعد حوصله خواهم داشت همون یکی رو بزرگ کنم درست!

شنبه یکم شهریور 1393 |

 

حیفه آزاده

سلام مشهد بودم جای شما خالی!

از شنیدن خبرجدایی فرزاد حسنی و آزاده نامداری ناراحت شدم البته واسه آزاده! آزاده نامداری دختر نجیب و مهربون و در عین حال ساده ایه ! همون موقع که عقد کردن گفتم حیفه آزاده از این پسره ببخشید زبون دراز!

کسی که حرمت خانواده همسرشو روی آنتن تلویزیون رعایت نکنه چه جوری می خواد قدر اونو بدونه!

البته کاملن مشخص بود که فضای فکری و مدل زندگی آزاده با فرزاد حسنی متفاوته و شاید آزاده همون سادگیش باعث شد نتونه درست ببینه خیلی از واقعیت ها رو در مورد فرزاد حسنی!

انشالله یه بخت خوب نصیب آزاده بشه و از این حالت روحی دربیاد!(البته همه دخترا بخت خوب نصیبشون بشه)

دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 |

 

ساپورت پوشان...

از تبلاگ از یک دید دیگر:

روزگاري بود كه اگر چند تار موي بيرون بود يا كمي مانتوها كوتاه بودند با شديد ترين وجه ممكن با آنها  برخورد ميشد كه اگرچه نفس برخورد صحيح بود اما نوع و روش و شدت برخورد متناسب با وضعيت حجاب آن زمان نبود .

 تبعات  برخورد هاي  تند آن زمان از يك طرف ، ورود فن آوري ماهواره و اينترنت از طرف ديگر موجب شد تا در غياب عدم برنامه ريزي و عدم هماهنگي بين نهادهاي متعدد تصميم گير و موازي كار ، امروزه شاهد بد حجابي باشيم كه به مراتب از بي حجابي بدتر است.

ساپورت ، شلوار نازك و چسبان امروز نه تنها در بين دختران كه حتي در بين زنان متاهل حتي با همراهي همسرانشان به معضل اجتماعي منجر شده است كه به شدت محرك غريزه جنسي مردان مجرد و متاهل شده و نكته قابل تامل اينكه هيچ برخورد شايسته اي با اين موضوع نمي شود در حالي كه اين ساپورت به مراتب بسيار وقيح تر از بدحجابي هاي چند دهه پيش است و حتي به مراتب بدتر از عريان بودن است  چرا كه تحريك جنسي اين شلوارها بسيار زياد است.بد حجابها ، رعايت تاسوعا و عاشورا را هم نكردند !

از طرفي عدم اختصاص بودجه مناسب براي ازدواج جوانان ، و گراني و تورم افسار گسيخته از طرف ديگر منجر به  شيوع ميهماني هاي مختلط همراه با سرو مشروبات الكلي و مواد افيوني ، حتي در شهرستانهاي كوچك شده است بگونه اي كه جوانان به راحتي حاضر به ازدواج در موعد مقرر نيستند و همين موضوع يكي از دلائل ديگر پير شدن جامعه است .

برآورد مي شود در صورتي كه  براي پشتيباني در امر مقدس ازدواج جوانان از نظر اشتغال زايي ، ارائه تسهيلات بلا عوض اعتباري ازدواج ، مسكن ، فكر و عمل جدي صورت نگيرد وضعيت جامعه و بويژه نسل پيش روي كشور با افسار گسيختگي فرهنگي اجتماعي روبرو خواهد شد كه حتي نيروي قهريه نيز توان مقابله با آنرا نخواهد داشت.ساپورت مردانه

از طرف ديگر عدم جذابيت برنامه صدا و سيما منجر به رويگرداني جوانان از رسانه ملي به سمت برنامه هاي جذاب مبتذل ماهواره اي شده است و معلوم نيست اين سياست نا صحيح تا چه زماني ادامه خواهد يافت ؟!…

پيش بيني ميشود با توجه به وسعت جغرافيايي جامعه ساپورت پوش كشور كه آگاهانه و نا آگاهانه  بدان مي پيوندند در تابستان ۹۳ تبديل به سونامي شود بگونه اي كه هر دختر و زني كه ساپورت نپوشيده باشد مورد نكوهش و طرد قرار گيرد !

حال اينكه نهادهاي متعدد موازي كار كشور چه زماني مي خواهند به خود بيايند و متولي مشخصي را در اين امر بر گزيند مشخص نيست و اين كه چه مسئولي بايد براي امر مقدس ازدواج و ايجاد تسهيلات ازدواج تاكيد  جدي و موكد نمايد و بدان ورود پيدا نمايد نيز مشخص نيست !!!

دوشنبه بیستم مرداد 1393 |

 

طلاق راحت میشه....

یکی از بچه ها دو باره که عقد می کنه و طلاق می گیره، دلیل طلاقش هم مشابه، شوهر اولش یه دختره رو دوس داشته و چون خونوادش مخالف بودن میان واسش خواستگاری، بعد مدتی می بینه که شوهرش یه جای دیگه سرش گرمه واسه همین طلاق می گیره!

دفعه دوم هم شوهرش با اینکه از خودش کوچکتر بود ولی چون عاشق یه زن با 4 تا بچه شده بود و خونوادش موافقت می کنن با دوستم ازدواج کنه، اوایلش خوب بودن ولی کم کم شوهره دوباره فیلش یاد هندوستان می کنه و این میشه که طلاق می گیرن!

دو تا موضوع وجود داره اینکه این خونواده ها به جای اینکه پسراشون رو سر به راه کنن میان یه دختر رو گرفتار می کنن!

دوم برخورد راحت دوستم در رابطه با طلاقه حالا شاید جلوی ما اینجو ر راحته ولی الان برخورد باموضوع طلاق خیلی راحت شده این از یه طرف خوبه مثل قدیم نیس که باید می سوختی و می ساختی ولی از یه طرف هم تا تقی به توقی می خوره طلاق و تمام!

شنبه یازدهم مرداد 1393 |

 

عید مبارک...

سلام

با آرزوی قبولی عبادات و به امید روزهای خوش و پر خیر برکت بعداز این ماه برکت و رحمت و مغفرت...

عیدتون مبارک...

دوشنبه ششم مرداد 1393 |

 

چله می نشینم...

سلام

 

از فردا 20 شعبان تا پایان ماه مبارک رمضان، چله «زندگی بدون فضای مجازی» رو آغاز می کنم!

می خوام تمام وقتم رو تو این 40 روز بر روی فضای واقعی زندگیم متمرکز بشم و بهترین استفاده و درک رو از این مدت بکنم.

یادم باشد...

پای بند عهدهایم با خودم و با تو باشم.

الهی به امید تو

سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393 |

 

مقایسه

خیلی بده آدم مقایسه گر باشه! من اینجوریم البته گاهی پیش میاداونم بیشتر درباره مسئله ازدواج!

خودم هم می دونم هر فردی تو شرایط خودشه و با توجه به اون شرایط مسیر زندگیشو ادامه میده اما گاهی یادم میره و گله مند میشم از دست خدا که چرا واسه یکی همه چیز به راهه و واسه یکی دیگه اینقدر شرایط سخته مگه تو انک علی کل شی قدیر نیستی!

باز مجبور میشم بعد یه عالمه کلنجار و اعصاب خردی به اشتبام اعتراف کنم البته زمان می گذره!

خدا کنه به شرایط و خواسته های خودم واقف بشم... و خودم رو با دیگری و دیگری رو با خودم مقایسه نکنم ! اولین مقایسه کننده شیطان بود و چوب مقایسه کردنش رو هم خورد!

جمعه بیست و سوم خرداد 1393 |

 

دختران مذهبی...

دختری ۲۷ ساله  ام  ، کارشناس  ارشد فناوری ارتباطات  که در خانواده ای مذهبی بزرگ  شده ام و  خودم نیز تا حدی اعتقاداتی دارم تا حدیکه اهل ارتباطات قبل از  ازدواج نیستم . در مرکز تخقیقاتی که کار میکنم مدتی بود نگاه متفاوت آقایی ۳۱ ساله  از همکاران را حس میکردم و بعد از مدتی  با ادب و نزاکت خود توجهم را جلب کرد  و  خیلی محترمانه بهم بیشنهاد ارتباط فراتر از محل کار به قصد آشنایی بیشتر  داد. من بهش گفتم اهل این نوع روابط نیستم و به جز یکبار گفتگوی بیرون از محل کار و  چند تا تلفن و …روابط بیشتری را قبول نکردم در حالیکه  از درون احساس میکنم  مرد شایسته ایست و بهش حق میدهم به این سرعت تصمیم به ازدواج با من نگیرد و به همین  خاطر درمانده شده ام . راستی یکبار به مناسبتی برایش کتابی هدیه گرفتم و خیلی خوشش  آمد .یکبار که نظرش را برای ازدواج سوال کردم گفت دوست دارد از نظر مادی به شرایط  قابل قبولی برای همسر آینده اش برسد …میگید چه کنم ؟

******************************************************

مردان چگونه درباره  ازدواج فکر میکنند؟ در ایران فضای ضد ازدواج به دلایل متعدد در حال رشد است میگویید  چطور ؟ من دلایلی دارم که فکر میکنم ارزشش را دارد نگاهی بهشان بیندازید  :

  1. یکی اینکه تشویق به   ازدواج را کسانی انجام میدهند که خیلی از جوونها نسبت به انها خوش بین نیستند و   رفتارهای ریاکارانه زیادی از آنها دیده اند !
  2. دیگر   اینکه ازدواج توسط مادران این مرز و بوم چیزی در حد سربازی و…برای آدم شدن بسران   معرفی میشود : میری ازدواج میکنی  آدم میشی و قدر خانواده ات را   میدانی
  3. دیگر اینکه با کثرت   زندگی های مجردی که توش خوش میگذره  آنهم بدون داشتن تعهدها و مسوولیتهای   ازدواج ، به نظر حماقت می آید هیچ مرد یا حتی دختری تن به مسوولیت ازدواج   بدهد
  4. باز اینکه تلویزیون   و رادیو و …چنان فضای مصنوعی از تشکیل خانواده و لدتهای آن به تصویر میکشند که   ناخودآگاه جمعی جوانان ایرانی این ظاهرسازی را بس میزند. از سوی دیگر سیاه نمایی   هایی که در نشریات و حتی همین تلیزیون هر از گاهی از طلاق و قتلهای ناموسی و    …میشود باعث ترس ناخودآگاه همه از مساله ازدواج میگردد. حتی به مضمون شوخیهای   مردان در محافل خانوادگی درباره اخلاق کنترل گر همسران و خانواده هایشان دقت کنید   و لذت فراوان آنها را از شوخی درباره زندگی بدبختی متاهلانه ببینید ، میفهمید چه   ترسی در همه در حال رشد میباشد

اما درباره این خانم  مسائل دیگر هم هست. ازدواج بچه های مذهبی تر در جامعه ایران چگونه است ؟ من حرفی  میخواهم بزنم که شاید نشه استنادعلمی مقاله ای بهش کرد ( زیرا مطالعه میدانی  درباره اش نکرده ام ) اما در حد تجربیات بالینی خودم برای خودم مستنده و آن اینکه  مسائل عاطفی بچه های مذهبی تر در ایران در مجموع فرقی با بقیه دختران و بسران دیگر  ندارد ! حتی مشاوره های ازدواج و تعارضهای شخصیتی و رفتاری و درگیریهای خانوادگی  آنها نیز مثل بقیه میباشد ! دلیلش هم روشن است زیرا دین در جایی در روان انسان اثر  دارد که عمیقتر  از مسائل شخصیتی نیست . برای اینکه منظورم را  بهتر برسانم عرض میکنم که فرض کنید یک نفر حسود است ، خودکم بین است یا… این آدم  دین ورزی هم کند یک آدم حسود خودکم بین داره نماز میخونه و روزه میگیره و… زیرا  مواجهه با خودکم بینی که یک مساله شخصیتی است به سادگی با یک نماز خوندن و…حل  نمیشود . مواجهه با خودکم بینی اگر چه در دین راهکارهایی دارد منتهاذ خیلی از اوقات  فرد به دلیل زرنگ بازیهای شخصیتی ( فریبکاری نفس در ادبیات دینی ) خودش را گول  میزند ( تسویل در ادبیات قرآنی= بل سولت لهم انفسهم )

میخواهم عرض کنم که  همانطور که دکترا گرفتن بنده نمیتواند مانع شود از اینکه من فرد طماعی نباشم و چه  بسا طماعی را در هم نهادینه تر کند زیرا گول موفقیتهام را میخورم ، به همین مکانیسم  ،رفتار مذهبی نیز لزوما باعث نمیشود من فرد خالص و طاهری بشوم از اختلالات شخصیتی  خطرناک( سه مثال مختلف میزنم :نگاهی به فجایع اخلاقی محیطهای مذهبی کلیسایی مثل سوء  استفاده از کودکان و راهبه ها بکنید یا خیلی مسائل فضاهای شهرهای به ظاهر مذهبی  کشور خودمان  یا شاهدبازی با نوجوانان افغان در محیطهای سنتی مذهبی  طالبان  که زنان را در برقع میکنند و اما میل جنسی مردان ظاهرا  مذهبی طالبان با رقصاندن نوجوانان بسر در لباس زنان ارضا میشود بدون اینکه ظاهرا  منع شرعی داشته باشد ! )

باید به  این مسائل اضافه شود که اتفاقا بنا بر اصل جبران در روان شناسی ، چه بسا اختلالات  شخصیتی در فردی که احساس مذهبی تر بودن  یا تحصیل کرده تر بودن دارد   مخفی تر و خطرناک تر نیز بگردد زیرا او با دستاورد بیرونی خود  ( مدرک ارشد  دانشگاهی یا سفرهای عمره وو تمتع هر ساله )چنان مشغول میشود که  فراموش میکند  چه اژدهای مخوفی در لایه های زیرین خود مخفی کرده است. در اینجا به  تعبیری از مرحوم امام خمینی ( ره )  اشاره  میکنم که جایی گفته  بودند

ملا شدن  چه آسان ، آدم شدن محاله

و میدانید که منظور از  ملا در ادبیات ۶۰سال گذشته  ، فرد بسیار با سواد است نه لزوما شیخ و روحانی.  یعنی میشه آدم خیلی باسواد بشه ولی رشد روانی و معنوی اش در حد صفر کلوین بمونه  !

برمیگردم به عرائضم ،  در سوال بالا دختری داریم با عقاید مذهبی که دست او را در برقراری رابطه های مشهور  قبل از ازدواج میبندد اما او نیز حق دارد انتخابی درست داشته باشد و لذتهای یک  ازدواج موفق را بچشد

باید برای یک ازدواج  خوب یک خوش آمدنی  زمینی وجود داشته باشد که در این دختر و بسر وجود دارد . یک  مرد چگونه در این وانفسایی که نوشتم جرات ازدواج بیدا میکند ؟ میخواهم چند تا  password  مهم را برای شما بنویسم و احتمالا شنیدن آنها از منی که درست یا غلط  شهرتم به “حمایت  یک طرفه از مردان “است ، میتونه یک اتفاق نادر  باشه

اکثر مردان جذب زنی  میشود که با او سه چیز بدست آورند :  در درجه اول لذت ،دوم آرامش و مقوله  سومی  به نام بیشرفت

میتوانم شرط ببندم که  هر مردی را میتوان با این سه نکته مجذوب خود کرد ( یادتون باشه من از فرمول دادن در  تمام مقالات و سخنرانی هام برهیز دارم اما این سه نکته فرمول نیستند بلکه یک سیستم  شناختی -رفتاری هستند که دونستنشون بسیار به درک فضای ذهنی مردان کمک  میکند )

یک خانم چه  مذهبی   باشد چه کمتر مذهبی باشد  ( منظورم  از مذهبی  بودن برآیندی از رعایتهای شرعی مثل حجاب و محرم نامحرم تا رفتارهای  مذهبی نظیر نماز و روزه است  و مقوله رعایتهای اخلاقی را بحثی برون دینی  میدانم که هر انسانی  چه مذهبی چه غیر مذهبی ملزم به رعایتش است مثل راستگویی  و چشم باکی و…) لازم است مرد بفهمد که او زنی جذاب است ، منزوی  نیست !  شوخی را میفهمد ، بلد است بخندد، رومانس و مفاهیم عشقی را متوجه میشود  و حرف برای گفتن دارد ، اهل هنر و فیلم و موسیقی و ادبیات هست ، بلد است  به  موقع طنازی و دلبری کند و البته در هر برخوردش بدون عشوه گری های سطحی نشان میدهد  که

به دام  و دانه نگیرند مرغ دانا را

اینجا همان مفهومی  متبادر میشود در باره مردان که  مردان دوست دارند زنی را بدست  بیاورند که فتح قله اش سخت باشد hard to get باشد و باز  منظورم این نیست که بعضی دختران اشتباه میفهمند یعنی خودشان را میگیرند و الکی نشان  میدهند سرشان شلوغ است  و مرد را بی اهمیت نشان میدهند و تلفنهایش را جواب  نمیدهند که مثلا تو خیلی هم دهن برکن نیستی…نه! اصلا منظورم این نیست . با این  اداهای  دختر دبیرستانیها  نمیشه دل یک مرد را بدست آورد و تنها مردان  سطحی و بچه صفت در این بازی ها گرفتار میشوند آنهم موقت . من  منظورم این  است که زن با اعتماد به نفس نشان میدهد گوهر درونی و بیرونی دارد و بدست آوردن این  گوهر مستلزم داشتن شایستگی فراوان در مرداست .

شاگردی داشتم که میگفت  همه مردانی که تاکنون به سمتش آمده ان دنبال بهره وری جنسی از او بوده اند . به او  گفتم اینکه یک مرد از این لحاظ از تو خوشش می اید ، اتفاقا خیلی خوب است ! و منظورم  این نیست که بری با هاشون و  به این نیاز ساده شون جواب بدهی زیرا میشی  زنگ تفریح مردان بلکه مرد خوب هم باید با همین کشش سمت تو بیاید و این دانایی تو  است که این میل جنسی را تبدیل به  رشد و تکابو و تعهد ازدواج در مرد میکند  .

 دختر مذهبی  نیز  از این قاعده مستثنی نیست چرا که مرد مذهبی که سمت او می اید مثل بقیه  مردان  دارای همین نیازهاست یعنی باید در دختر مذهبی جذابیت ببیند چه فیزیکی  چه شخصیتی . شاید کسی بگوید من که نمیتوانم مثل دخترهای دیگه لباسهای خاص ببوشم یا  موهام را high-light  کنم بریزم بیرون . این ساده ترین بهانه را بریزید بیرون  . خوب بوشیدن و حجاب   مرتب داشتن و خوب صحبت کردن و نیزه به سمت مردان نگرفتن و همه مردان را  شیاطین ندیدن و  تایید کردن گهگاهی مردان  به قصد شناخت آنها  و  فراهم آوردن ازدواجی موفق آیا منعی در شرع مقدس دارد؟  بعدش  هم ،مردی که سمت دختری مذهبی میرود هم طبیعتا اعتقاداتی مشابه دارد و بعید است  دنبال بی بند و باری باشد وگرنه چرا سمت توی چادری یا محجب بیاید ؟  حرف دل  این مردان را گوش کنید : آنها نیز زنی جذاب میخواهند که تمیز و  آراسته باشد  و  برایش جذابیت جنسی مهم باشد و به ازدواج فقط به عنوان مساله ای ملکوتی نگاه  نکند. بخش زمینی ازدواج برای مردان مذهبی حتی بررنگ تر از بقیه است زیرا او خویشتن  داری کرده است که  با زن خود بهترین لذتها را تجربه کند و تصور کنید زنش هم  تعطیل باشد آنوقت چه سرخوردگی را تجربه میکند !

میخواهید مردی  شما را ببرستد ؟

۱- به  حرفهایش گوش بسبارید !  منظورم از گوش کردن اولین  معنایی نیست که به ذهن متبادر میشود و آن ازطاعت کردن است ، بلکه منظورم اینست که  بگذارید یک مرد از رویاهایش برایتان حرف بزند حتی اگر به نظرتان دست نیافتنی  بیاید زیرا آدمیان را از بین رویاهایشان میتوان شفاف تر دید. بگذارید از آرزوی  قبولی  اش در امتحان فوق لیسانس تا گرفتن بذیرش دانشگاه میشیگان یا داشتن  شرکتی بزرگ در زمینه صادرات واردات یا رسیدن به مدیریت ایران خودرو یا گرفتن اجتهاد  در مدرسه شفائیه یا درامد ماهی ۲۰ میلیون یا داشتن بدنی six-packed برایتان حرف  بزند. حتی از گوش کردن فراتر بروید و اگر واقعا میخواهید دختری استثنایی برای او  باشید در رویاهایش شریک شود و زوایای زیباتر این دستاوردها را برایش بازگویی کنید  زیرا  به قول کارل یونگ دانشمند مشهور سوییسی ، زنان به زبان روح عالم مجهزند  و میتوانند به راحتی در سطح روح نهفته یک مرد با او صحبت کنند چیزی که دوستان دیگر  آن مرد فاقدش هستند. تنها به زنان اجازه داده شده که password های روح هستی  را درک کنند.

 وقتی  مردی را  به موقع تایید میکنید و  چشمانتان از تصور رویاهای او برق میزند  ناگهان معجزه رخ میدهد و آن عبارت است از اینکه انسانی به انسان دیگر امید میدهد.  مهم نیست آن مرد مطلوب شما برای ازدواج نباشد و رویاهایش با رویاهای شما متفاوت  باشد ، مهم اینست که شما رسالت انسان بودن خود را ایفا کرده اید. بدیهیست اگر  رویاهای شما شباهت داشته باشد معجزه دیگر وقوع عشق بین این دو  نفراست

اینها همان رمز های دوم  و سوم مردان است یعنی مرد احساس کند آرامش و بیشرفت با شما دارد و نمیتوانم بگویم  چقدر هوشمندانه است رفتار زنی که با استفاده از این دو password مرد را تعالی  میبخشد

بنابراین هدیه   خانمی که این مقاله به احترام سوال خوب او نوشته شده است ، به آن آقای مهندس ،  بسیار صحیح بوده است و از این به بعد این خانم با نشان دادن اینکه گوهر زمینی و فرا  زمینی را تواما دارد بدون ایجاد استرس بلکه با صحبت درباره اینکه میتوانی من را  داشته باشی بدون امکانات فضایی ازدواج ( اطمینان دادن هوشمندانه یک زن ) مرد را به  سمت ازدواج راهنمایی کند

شاید اسمش را بگذارید  سیاست ورزی . اما من میگویم وقتی زنی میخواهد مردی را خوشبخت کند و شادی بدهد به او  و تشویقش کند و بدن و روحش را در اختیار او قرار دهد ،در ازای ازدواجی مطمئن  ، بهترین معامله هستی رخ میدهد .شادی در برابر شادی. سعادت در برابر سعادت.  ایمانی مضاعف برای زندگی معنوی و مادی شاد

در انتهای این نگاشته که در باسخ به سوال دخترخانمی با معتقدات  دینی نوشته شد و به احترام عشقهای ستودنی بچه های این کشور عزیز به ویژه بچه  های مذهبی ، در این سایت درج گردید ، مایلم دعوت کنم از خوانندگان خوبمان که نظرات  خود را برای من بفرستند تا من نیز  قوام بهتری در تفکرم و نوشتارم بیابم

دکتر علیرضا شیری

 

نظر باران:

سلام آقای دکتر به نظرم دختران مذهبی درگیر یک سلسله تناقضاتی شده اند که  جامعه به ان مبتلاست پسران خوش فکر حتی اگر مذهبی باشند، تمایل به ازدواج مدرن  و آگاهانه همراه با دوره شناخت دارن اما پسران مذهبی سنتی به شدت گرایش به  ازدواج‌های سنتی دختران مذهبی اما از نوع موفق و تحصیل کرده و دارای دستاورد 

اگر از پسران نوع اول پیشنهاد دریافت کنند، به خاطر محذوریت های شرعی عموما به  برقراری ارتباط ولو به منظور شناخت بی تمایلند و ازیک طرف هم کلا از طرف جامعه  مذهبی سنتی بایکوت شده اند پسران سنتی به دنبال دختران کم سن و به قول خودشون  زن خونه می‌گردند نه دختری با دستاوردهای تحسین برانگیز و اجتماعی

آقای دکتر  عزیز جامعه دختران مذهبی خیلی داره هزینه مِیده شما فکر کنید یه زمانی تقید به  ابرو برنداشتن سمبل نجابت بود الان سمبل تحجرو عقب افتادگی ترسم از اینه زمانی  برسه که التزام به رعایت حریم محرم و نامحرم هم بشه نماد تفکر دگم و املیسم

اونوقت  تکلیف منی که شدیدا به این حریم پایبند بودم چی میشه؟

مشکل جامعه ایرانی اینه  که خیلی از اعتقادات دینی در لایه  های زیرین  تفکرات عوام جامعه، باور نیست بلکه  نوعی هنجار فرهنگی است که با گذر زمان و تحت تأثیر تبلیغات رسانه ای  به راحتی حتی  در طی کمتر از یک دهه رنگ میبازه

بدترین برخورد را مادران پسران مذهبی با  دختران مذهبی دارند در ظاهر از اینها تمجید می کنند اما در عمل تمایل به داشتن  عروسان کم سن و کم سواد ترجیحا زیبا رو ….

آقای دکتر مردان مذهبی سنتی به مقوله  ازدواج رویکرد فیزیولوژیکی دارن.. خیلیهاشون بر این باورن پیشرفت تحصیلی آفت یک  زن هست و جهل وی نعمت، زن فقط باید زن باشه به معنایی خاص

آقای دکتر عزیز اینها  در موقع نطق های اجتماعی آنچنان افه های روشنفکری و فمینیسم مآبانه میآیند که از  یادت می‌رود اینجا ایران است؟ اما در عمل …

آقای دکتر مشکل دیگر ازدواج  دختران مذهبی، کم لطفی خانواده ها و نبود شبکه اطلاعاتی فعال برای معرفی این دختران  هست بیشتر ما دختران مذهبی تو زمینه ازدواج هیچ کاری ازمون بر نمیاد جز دعا تو جامعه که به برقراری ارتباط‌های خارج از چارچوب علاقه نداریم تو خانواده هم که  کلا با رفتارهای منفعلانه مواجهیم ، نه کسی معرفی میکنه ..

آقای دکتر زمانی بود  تحصیل کردن کمال بود اما الان به کرات شاهدم که پسر دهه شصت به هم سن گزینی بی  تمایل و از دهه هفتاد دخترانتخاب می‌کنه

آقای دکتر همه معترضند که چرا دخترا  سرکار میرن جای پسرا رو گرفتند شما فکر میکنید اگر من از کارم استعفا بدم یه  پسر متولد شصت و سه بیاد جای من، ایشون موقع ازدواج میره دختر متولد ۶۴ بگیره یا  میره متولد هفتاد میگیره؟ جامعه هم حق کار هم حق ازدواج را از ما دریغ  میکنه، آ

قای دکتر شما یه کاری کنید بنده که افتخار شاگردیتون را دارم، به  گفته خود شما به شدت کودک درونم فعال، دارای رفتاری دخترانه و پرنشاط هستم  که هر  مردی از بودن با من  حتما می‌تونه به آرامش می‌رسه و رشد کنه اما این دختر  بادستاورد اما مذهبی ماه هاست خواستگاری نداره؟ کم کم دارم مختصات ارزشیم را  زیر ورو میکنم که یه جایی برای برخی از چیزها پیدا کنم اما باورهای دینی که در من  ریشه دوانده به خاطر بی توجهی و ارج ننهادن برخی نمی تونه خیلی تغییری کنه؟

نکته دیگه اینه که  شما دارید دختران مذهبی را  ترغیب میکنید به پذیرش بعضی از  هنجارهای جدید این جامعه ی  در حال گذر از سنت به مدرنیته اما از این نکته غافل  نباشید که مردم ما به خاطر برخی از حب و بغض هایی که به فرموده شما  از رفتارهای  ریاکارنه دارند، دختران مذهبی را تحسین نمی‌کنند که با روشن فکری با هنجارهای جدید  برخورد و منعطف عمل کرده اند بلکه شمشیرها را از غلاف بیرون می‌کشند که هرچی فساده   زیر سر چادری هاست!!

شاید یه دختر مذهبی در چارچوبی معقول و با ضابطه با پسری  دوره آشنایی بگذاره اما همین دختر در مقایسه با سایر دختران با آماجی از تهمت ها و  سوء برداشت ها مواجه می‌شود؟ حتی اگر رابطه ای هدفمند و سالم داشته باشد

دکتر قبول کنید ما داریم تاوان عملکرد بد و دین گریزانه ای  دیگران را میدیم؟ مردم دارن انتقام دیگران رو از ما میگیرند؟ تحت تأثیر  سیاست  و فرهنگ بودن  اعتقادات ،آفت دین ورزی حقیقی است؛ گاهی منافع سیاسی گاهی پاداش ‌های اجتماعی زمینه  را برای نفاق و تظاهر فراهم می اورد که نتیجه ای جز دین گریزی و ریزش های اعتقادی  در جامعه نداره امیدوارم شما  به عنوان واسطه ای مقبول گپ و گسست بین مردم و  جامعه مذهبی  را کم کنید فکری هم به حال دختران مذهبی کنید که کمترین تقصیر را  دارند ممنون از لطف و بزرگواری شما

=======================

فرمایشتون  متینه و بنده نیز بارها گفته ام که دختران مذهبی تحصیل کرده در ایران در خطر  هستند ترغیبی به مدرنیته نیست از سوی ما ! اینترنت و ابزار خودبخود دختر مذهبی  را وارد فضای جدید کرده و باید این دختر در زمین بازی خودش ، انتخاب بشود

پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393 |

 

خواستگاری برای شوهر...

نیم ساعتی میشه که برگشتم از مشهد! جاتون خالی خیلی خوش گذشت!

این سفرایی که من و دوستام میریم خیلی خوبه! مدل سفراش اینجوریه که افرادی که تجربه سفر به مشهد رو ندارن و یا توانایی مالی و مادیشو ندارن یا مشکلات روحی دارن رو با خودمون همراه می کنیم بخشی از هزینه رو خودشون میدن وبعضی هم مهمان گروه هستن که هزینه هاشون توسط خیرین داده میشه!

 ایندفعه با خانمی همراه شدم که 14 سال از ازدواجش میگذره و بچه دار نشده 25 خرداد دامادی شوهرشه! خودش واسه شوهرش رفته خواستگاری! به قول خودش بدشانسم ولی در مجموع مهربون بود و شاد و ساده... براش آرزوی بهترین رو دارم!

یه مورد دیگه دختری بود متولد 65 که بچه 5 ماهش سقط شده بود و بعد از 4ماه هم همسرش رو از دست میده! خانواده شوهرش اونو از خونه بدون حق و حقوقش بیرون می کنن!

قصه آدما قصه های عجیبیه!

تو این سفرا با آدمهایی واقعی روبه رو میشی! آدمهایی که واقعا دارن زندگی می کنن بدون هیچ شعار و هیچ کلاسی با دردها و مشکلات! با بالا و پایین زندگی همراهن!

خیلی دوس دارم یه زمانی خود خود زندگی رو زندگی کنم!

تو این سفر از امام رضا خواستم تا تطهیرم کند! طهارت و پاک شدن، دوری از هر رجس و آلودگی رو به من نشان دهد!

برای همه خواننده های وبلاگ هم دعا کردم!

سه شنبه بیستم خرداد 1393 |

 

شلاق کامل بودن رو می خوریم...

انسان گاهی دچار توهم های فانتزی میشه و واقعیت ها رو نمی بینی خیلی خوبه آدم واقع بین باشه و درگیر رویا و خیال نباشه!

برای ما دهه شصتیا فک کنم این اتفاق افتاد خیلی از ماها دچار توهم و به قول دکترشیری«شلاق کامل بودن» رو می خوریم.

فک می کردیم آدمی که می خوایم باهاش ازدواج کنیم باید همه چیز تمام باشه، البته این بیشتر به خاطر نظریات روانشناسانه و فضای جامعه بود!

الان هم یه نسل جدیدی درگیر شدن که اونا یه جور دیگه دچار برخی مشکلات شدن ولی خوب در زمینه ازدواج از نسل ما فعالترن!

به قول فاطمه همون نظریات نسل پدر و مادرای ما، خیلی خوب و کارساز بود! هم دنیاشونو داشتن هم آخرتشون!

ولی ما تو دنیا که موندیم، آخرت هم که خدا به خیر بگذرونه...

جمعه شانزدهم خرداد 1393 |

 

اسلایدر